زمستون بود و می خواستم به یکی از دوستام حال بدم و گفتم بریم خونه ی دونشجوییمون و چند روزی اونجا خوش بگذرونیم و اونم قبول کرد و با هزار خواهش با خونوادش هماهمنگ کردمو رفتیم.چشمتون روز بد نبینه هوا خراب شد وقتی توی ترمینال رسیدیم شب بود و هوا 28- بود(زمستون 2 سال پیش)به هر زحمتی بود یه تاکسی...