من بچه بودم 4،5 سالم بود. داشتیم غذا میخوردیم پرده تراسمون کنار رفته بود، یهو دیدم یه کلاغه اومده رو بند رخت نشسته. کلی رفتم تو بهر کلاغه و نگاهش کردم و به مامانم اینا نشونش دادم و..... بعد چند دقیقه که گذشت یادم رفت کلاغه رو. دوباره بعد چند دقیقه یادم اومد که یه کلاغی رو دیده بودم! نگاه کردم...