وای چه قدر اینا عزیزن....
یاد بچگی های خودم افتادم......
چکارا که نمیکردم تفریحم این بود که از بالای سرسره بپرم پایین اینقدر سرم میشکست ولی بازم این کارو میکردم .............یه بارم هنوز مدرسه نمیرفتم رفتم دستمو کردم تو کندو زنبورا....وای زنبورا دنبالم بودن و منم میدوییدم ...مامانم خونه نبود خدا...