++ زیر چشم آرزوهایم کبود شده ... سیلی محکمی بود باور بی وفایی اش.
++ راه میروم و شهر زیر پاهایم تمام میشود! تو هیچ کجا نیستی...
++ ای کاش، نبودنت را هم با خودت برده بودی!
وقتی نیستی حسی مبهم دارم ؛ شبیه کسی می شوم کمی زیاد مُرده !!! ++ نباشی ... قندها هم شیرین نیستند ... به همین چای یخ کرده قسم !
++ در آخرین بوسه لبخندم روی لب هایت جاماند.
نترسون باغ و از گل نترسون سنگ و از برف نترسون ماه و از ابر نترسون کوه و از حرف نترسون بید و از باد نترسون خاک و از برگ نترسون عشق و از رنج نترسون ما رو از مرگ نه تیر و دشنه نه دار و زندان ستاره ها رو از شب نترسان
"کسی که خود را اسیر هوس می کند، به سوی نابودی پیش می رود، امّا آن که عاشقانه بر عشق بوسه می زند، همچون پرنده ای به سوی طلوع و آزادی، پرواز میکند" "ویلیام بلیک"
دست هايم را نمي شويم
تا عطر يادت به روي آن بماند
پلك هايم را نمي بندم
تا نگاهت را در چشم هايم محبوس كنم
من از تو پر مي شوم
و تو
گويي خالي از همه خاطرات من
مي داني برايم چه هستي
و ميدانم برايت چگونه هستم
و من
باز برايت شعر مي گويم