نتایح جستجو

  1. Atila.angel

    پیرزن شیطون بلا

    آدم واسه اینکه پول در بیاره همه کار می کنه ! اینم یه نمونش !
  2. Atila.angel

    گفتگوها و گفتمان‌های مهندسان شیمی

    این عشقه ! دنیا دسته جیمزه !
  3. Atila.angel

    گفتگوها و گفتمان‌های مهندسان شیمی

    1 2 3 4 همه با هم !
  4. Atila.angel

    گفتگوها و گفتمان‌های مهندسان شیمی

    من کودکتم!
  5. Atila.angel

    گفتگوها و گفتمان‌های مهندسان شیمی

    سیگارم ممنوع ؟؟
  6. Atila.angel

    گفتگوها و گفتمان‌های مهندسان شیمی

    خب پس چسب نیکوتین می زنیم ! :)
  7. Atila.angel

    گفتگوها و گفتمان‌های مهندسان شیمی

    قبول! هر چی صاحب خونه بگه !
  8. Atila.angel

    گفتگوها و گفتمان‌های مهندسان شیمی

    مهمونی که از همه قدیمی تره ! قوربون دستت یه 2 سیب واسه من بزن !
  9. Atila.angel

    khahesh mikonam :)

    khahesh mikonam :)
  10. Atila.angel

    مرسی عزیزم ! :*

    مرسی عزیزم ! :*
  11. Atila.angel

    داستان کوتاه

    کودکتم !
  12. Atila.angel

    داستان کوتاه

    خواهش می کنم کیمیا :)
  13. Atila.angel

    داستان کوتاه

    انسان درويشي به اشتباه توسط فرشتگان به جهنم فرستاده ميشود . پس از اندك زماني داد شيطان در مي آيد و رو به فرشتگان مي كند و مي گويد : جاسوس مي فرستيد به جهنم!؟ از روزي كه اين ادم به جهنم آمده مداوم در جهنم در گفتگو و بحث است و جهنميان را هدايت مي كند و... حال سخن درويشي كه به جهنم رفته بود اين...
  14. Atila.angel

    داستان کوتاه

    روزي مرد کوري روي پله‌هاي ساختماني نشسته و کلاه و تابلويي را در کنار پايش قرار داده بود روي تابلو خوانده ميشد: من کور هستم لطفا کمک کنيد . روزنامه نگارخلاقي از کنار او ميگذشت نگاهي به او انداخت فقط چند سکه د ر داخل کلاه بود.او چند سکه داخل کلاه انداخت و بدون اينکه از مرد کور اجازه بگيرد...
  15. Atila.angel

    داستان کوتاه

    روزي مردي ثروتمند در اتومبيل جديد و گران قيمت خود با سرعت فراوان از خيابان كم رفت و آمدي مي گذشت. ناگهان از بين دو اتومبيل پارك شده در كنار خيابان يك پسر بچه پاره آجري به سمت او پرتاب كرد.پاره آجر به اتومبيل او برخورد كرد . مرد پايش را روي ترمز گذاشت و سريع پياده شد و ديد كه اتومبيلش صدمه...
بالا