دو سه روز پیش با بچه ها داشتیم قدم زنون تو راهروهای دانشکده مهندسی میرفتیم یهو چشمم به سرویس بهداشتی افتاد ....دقت کردم ببینم بانوانه یا آقایان...بعد به مژی و الی که داشتن حرف میزدن نگاه کردم بدون اینکه چیزی بگم تغییر مسیر دادم... با قدم هایی استوار و بلند و سری افراشته به سمت دستشویی روانه شدم...