هماهنگ نکردی از قبل...وگرنه میذاشت شوما زحمتشو بکشی:D
راستش دیشب...وقتی خیلی از پاسی از شب گذشته بود:دی...یهو افسون گفت فردا هم تولده امیر مسعوده ها.....دیگه از من خواهش کرد... تمنا کرد...(:دییییی ) این وظیفه خطیر و دوست داشتنی رو بر عهده بگیرم...منم با کمال میل پذیرفتم... :)
و یهو یادم امد که...