انتظاري طولاني
دلهره اي تلخ
صدايي که تو را مي خوان
دلبهايي که به جستجوي بوسه پيش مي آيند
بوسه بارانت مي کنند
دستهايي که در هم گره مي خورند
و آغوشي گرم و محکم مي سازند
کلماتي بي ربط
حاکي از نگراني
اشکهايي بي صدا
انگشتها در پي زدودن اشکهاي زلال
صدايي گرفته
ترديد
تاسف
گريز
بهانه
ولي...