نتایح جستجو

  1. هستی_101

    [IMG]

    [IMG]
  2. هستی_101

    [IMG]

    [IMG]
  3. هستی_101

    [IMG]

    [IMG]
  4. هستی_101

    [IMG]

    [IMG]
  5. هستی_101

    [IMG]

    [IMG]
  6. هستی_101

    [IMG]

    [IMG]
  7. هستی_101

    [IMG]

    [IMG]
  8. هستی_101

    [IMG]

    [IMG]
  9. هستی_101

    [IMG]

    [IMG]
  10. هستی_101

    [IMG]

    [IMG]
  11. هستی_101

    [IMG]

    [IMG]
  12. هستی_101

    [IMG]

    [IMG]
  13. هستی_101

    من عروسكم عروسك كسي كه پشت پرده است دست هاي او مرا درست كرد من عروسكم عروسك خدا دوست عزيز و كوچك...

    من عروسكم عروسك كسي كه پشت پرده است دست هاي او مرا درست كرد من عروسكم عروسك خدا دوست عزيز و كوچك خدا يك عروسك نخي كه شب به شب توي دامن خدا به خواب مي رود روي بال نازك فرشته ها سوار مي شود تا دم حياط آفتاب مي رود صبح ها خدا به من نان داغ و آفتاب مي دهد شب كه ميشود مرا توي ننوي سپيد ماه تاب مي...
  14. هستی_101

    بیاین تو بازیه اسمه

    آنیتا
  15. هستی_101

    دنیای ادما / انسان تنها موجودیست ک موجود نیست !

    مرسییییییییییییییییییییی خیلی زیبا بود، مثل همیشه عالی هستی عزیزم:gol:
  16. هستی_101

    [IMG] من خوبم گلم، شما خوبی عزیزم؟؟؟

    [IMG] من خوبم گلم، شما خوبی عزیزم؟؟؟
  17. هستی_101

    مشاعرۀ سنّتی

    شوخی مکن که دل بیقرار من سودای دام عاشقی از سر بدر نکرد
  18. هستی_101

    مشاعرۀ سنّتی

    یکی خط است ز اول تا به اخر بر او خلق جهان گشته مسافر
  19. هستی_101

    خواهش می کنم عکس شما هم جالب بود.ممنون

    خواهش می کنم عکس شما هم جالب بود.ممنون
  20. هستی_101

    کلاغی لکه ای بود بر دامن آسمان و وصله ای ناجور بر لباس هستی. صدای ناهموار و ناموزونش ، خراشی...

    کلاغی لکه ای بود بر دامن آسمان و وصله ای ناجور بر لباس هستی. صدای ناهموار و ناموزونش ، خراشی بود بر صورت احساس. با صدایش نه گُلی میشکفت و نه لبخندی بر لبی می نشست. صدایش اعتراضی بود که در گوش زمین می پیچید. کلاغ خودش را دوست نداشت. بودنش را هم . کلاغ از کائنات گِله داشت. کلاغ فکر می کرد در...
بالا