نتایح جستجو

  1. شبگرد23

    رد پای احساس ...

    . . داستان بلند تو را کوتاه مینویسم آمدی. ماندی . رفتی ؟ رضا کاظمی
  2. شبگرد23

    رد پای احساس ...

    ﺍﺷﺘﺒــﺎﻩ ﺍﺯ ﻣﻦ ﺑﻮﺩ ﭘﺮ ﺭﻧـــﮓ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺑﻮﺩﻣـﺖ ... ﺑﻪ ﺳﺨﺘــﯽ ﭘﺎﮎ ﻣﯽ ﺷـــﻮﯼ ....!!
  3. شبگرد23

    این اواخر به من فکر می کنی و دلت برایم تنگ می شود! کاش زنده بودم و این روزها را می دیدم...

    این اواخر به من فکر می کنی و دلت برایم تنگ می شود! کاش زنده بودم و این روزها را می دیدم. "کامران رسول زاده"
  4. شبگرد23

    رد پای احساس ...

    تو شبیه دیگران نیستی؛ دیگران حرف می­زنند، راه می­روند، نفس می­کشند. تو نه حرف می­زنی، نه راه می­روی و نه می­گذاری نفس بکشم. (کامران رسول زاده)
  5. شبگرد23

    رد پای احساس ...

    عاشق که باشی می توانی چشم هایت را ببندی و پرندگان جای تو حرف بزنند مثل این شعر که دارد جای من برایت آواز می خواند (رضا کاظمی)
  6. شبگرد23

    خودتو با یه شعر وصف کن...!

    با توام! هي ... ، شبگرد ! دل اين پنجره گرچه تنهاست چه کسي گفته نگاهت را مي خواهد ؟! برو از کوچه برو خسته شد پنجره از بودن تو
  7. شبگرد23

    رد پای احساس ...

    اشتراک من و دریا، دلشوره هاییست که درونمان موج می زند ... اما ... هیچکدام تو را نمک گیر نکرد ...
  8. شبگرد23

    خودتو با یه شعر وصف کن...!

    ﭼﻮﻥ ﺳﯿﺐِ ﺭﺳﯿﺪﻩﺍﯼ ﺭﻫﺎ ﺷﺪﻩ ﺩﺭ ﺭﺅﯾﺎ ﺑﺎ ﺭﻭﺩ ﻣﯽﺭﻭﻡ. ﮐﺎﺵ ﺷﺎﺧﻪﺍﯼ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺁﺏ ﻣﯽﮔﯿﺮَﺩَﻡ ﺩﺳﺖِ ﺗﻮ ﺑﺎﺷﺪ ! ‏( ﺭﺿﺎ ﮐﺎﻇﻤﯽ)
  9. شبگرد23

    اشعار و نوشته هاي عاشقانه

    ﺗﻬﺮﺍﻥ، ﺍﺳﺘﺎﻧﺒﻮﻝ، ﭘﺎﺭﯾﺲ، ... ﻓﺮﻗﯽ ﻧﻤﯽﮐﻨﺪ ﮐﺠﺎ ﺑﺎﺷﯽ، ﻫﻤﻪﯼ ﺷﻬﺮﻫﺎ ﺯﺷﺖ ﻭ ﻏﻢﺍﻧﮕﯿﺰﻧﺪ ﺑﻪﻭﻗﺖِ ﺩﻟﺘﻨﮕﯽ! رضا کاظمی
  10. شبگرد23

    یقه بالا می‌دهیم دست‌ها در جیب سیگار به ته رسیده میان ِ لب به دیوار تکیه می‌دهیم نه که کارآگاه...

    یقه بالا می‌دهیم دست‌ها در جیب سیگار به ته رسیده میان ِ لب به دیوار تکیه می‌دهیم نه که کارآگاه باشیم یا عضو مافیا نه بدبختیم . علیرضا روشن
  11. شبگرد23

    باز نشد:redface:

    باز نشد:redface:
  12. شبگرد23

    شعر نو

    چیزی نیست چیزی نیست که مرا سر شوق بیاورد جز تو! که تو هم نیستی ... علیرضا روشن
  13. شبگرد23

    رد پای احساس ...

    ﺩﻝَﻡ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﻣﯽﺧﻮﺍﻫﺪ ﻭ ﭼﺘﺮﯼ ﺧﺮﺍﺏ ﻭ ﺧﯿﺎﺑﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﻫﯿﭻﮔﺎﻩ ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻪﯼ ﺗﻮ ﻧﺮﺳﺪ! ‏( ﺭﺿﺎ ﮐﺎﻇﻤﯽ ‏)
  14. شبگرد23

    خودتو با یه شعر وصف کن...!

    ﺳﺮﺩ ﺍﺳﺖ ﻫﻮﺍ ﺣﺮﻑ ﺑﺰﻥ ﺷﺎﯾﺪ ﺍﯾﻦ ﺯﻣﺴﺘﺎﻥ ﺟﺎﻥ ﺑﻪ ﺩﺭ ﻧﺒﺮﺩ ﻣﺮﺩﯼ ﮐﻪ ﺁﺧﺮﯾﻦ ﮐﺒﺮﯾﺖ ﺵ ﺷﺐ ﭼﺸﻢ ﻫﺎﯼ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺭﻭﺷﻦ ﮐﺮﺩ. ﺭﺿﺎ ﮐﺎﻇﻤﯽ
  15. شبگرد23

    اشعار و نوشته هاي عاشقانه

    ﺑﺎﺯﻣﯽﮔﺮﺩﯼ، ﺍﻣﺎ ﺁﻥﻗﺪﺭ ﺩﯾﺮ - ﻣﺜﻠﻦ ﺩﺭ ﯾﮏ ﺯﻧﺪﻩﮔﯽِ ﺩﯾﮕﺮ - ﮐﻪ ﭘﺮﻧﺪﻩﺍﯼ ﺷﺪﻩ ﺑﺎﺷﻢ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺳﺮﮔﺮﺩﺍﻥِ ﺟﻔﺖ ﺧﻮﯾﺶ ! ‏( ﺭﺿﺎ ﮐﺎﻇﻤﯽ)
  16. شبگرد23

    « ﺑﻞﮐﻪ ﭘﻨﺠﺎﻩ ﺳﺎﻝِ ﺩﯾﮕﺮ ... ‏» ﯾﮏ ﺭﻭﺯ، ﺑﻞﮐﻪ ﭘﻨﺠﺎﻩ ﺳﺎﻝِ ﺩﯾﮕﺮ ﻣﻮﻫﺎﯼ ﻧﻮﻩﺍﺕ ﺭﺍ ﻧﻮﺍﺯﺵ ﻣﯽﮐﻨﯽ ﺩﺭ ﺍﯾﻮﺍﻥِ...

    « ﺑﻞﮐﻪ ﭘﻨﺠﺎﻩ ﺳﺎﻝِ ﺩﯾﮕﺮ ... ‏» ﯾﮏ ﺭﻭﺯ، ﺑﻞﮐﻪ ﭘﻨﺠﺎﻩ ﺳﺎﻝِ ﺩﯾﮕﺮ ﻣﻮﻫﺎﯼ ﻧﻮﻩﺍﺕ ﺭﺍ ﻧﻮﺍﺯﺵ ﻣﯽﮐﻨﯽ ﺩﺭ ﺍﯾﻮﺍﻥِ ﭘﺎﯾﯿﺰ ﻭ ﺑﻪ ﺷﻌﺮﻫﺎﯼ ﺷﺎﻋﺮﯼ ﻣﯽﺍﻧﺪﯾﺸﯽ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺟﻮﺍﻧﯽﺍﺕ ﻋﺎﺷﻖِ ﺗﻮ ﺑﻮﺩ. ﺷﺎﻋﺮﯼ ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﺯﻧﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﻫﻨﻮﺯ ﻫﻢ ﻣﯽﺗﻮﺍﻧﺴﺖ ﻣﻮﻫﺎﯼ ﺳﭙﯿﺪﺕ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻧﺨﺴﺘﯿﻦ ﺑﺮﻑِ ﺯﻣﺴﺘﺎﻥ ﺗﺸﺒﯿﻪ ﮐﻨﺪ ﻭ ﺩﺭ ﭼﯿﻦِ ﺩﻭﺭ ﭼﺸﻤﺎﻧﺖ ﺣﺮﻭﻑِ ﻣﻘﺪﺱِ ﻧﻘﺮ ﺷﺪﻩ ﺑﺮ...
  17. شبگرد23

    « ﺑﻞﮐﻪ ﭘﻨﺠﺎﻩ ﺳﺎﻝِ ﺩﯾﮕﺮ ... ‏» ﯾﮏ ﺭﻭﺯ، ﺑﻞﮐﻪ ﭘﻨﺠﺎﻩ ﺳﺎﻝِ ﺩﯾﮕﺮ ﻣﻮﻫﺎﯼ ﻧﻮﻩﺍﺕ ﺭﺍ ﻧﻮﺍﺯﺵ ﻣﯽﮐﻨﯽ ﺩﺭ ﺍﯾﻮﺍﻥِ...

    « ﺑﻞﮐﻪ ﭘﻨﺠﺎﻩ ﺳﺎﻝِ ﺩﯾﮕﺮ ... ‏» ﯾﮏ ﺭﻭﺯ، ﺑﻞﮐﻪ ﭘﻨﺠﺎﻩ ﺳﺎﻝِ ﺩﯾﮕﺮ ﻣﻮﻫﺎﯼ ﻧﻮﻩﺍﺕ ﺭﺍ ﻧﻮﺍﺯﺵ ﻣﯽﮐﻨﯽ ﺩﺭ ﺍﯾﻮﺍﻥِ ﭘﺎﯾﯿﺰ ﻭ ﺑﻪ ﺷﻌﺮﻫﺎﯼ ﺷﺎﻋﺮﯼ ﻣﯽﺍﻧﺪﯾﺸﯽ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺟﻮﺍﻧﯽﺍﺕ ﻋﺎﺷﻖِ ﺗﻮ ﺑﻮﺩ. ﺷﺎﻋﺮﯼ ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﺯﻧﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﻫﻨﻮﺯ ﻫﻢ ﻣﯽﺗﻮﺍﻧﺴﺖ ﻣﻮﻫﺎﯼ ﺳﭙﯿﺪﺕ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻧﺨﺴﺘﯿﻦ ﺑﺮﻑِ ﺯﻣﺴﺘﺎﻥ ﺗﺸﺒﯿﻪ ﮐﻨﺪ ﻭ ﺩﺭ ﭼﯿﻦِ ﺩﻭﺭ ﭼﺸﻤﺎﻧﺖ ﺣﺮﻭﻑِ ﻣﻘﺪﺱِ ﻧﻘﺮ ﺷﺪﻩ ﺑﺮ...
  18. شبگرد23

    :redface:

    :redface:
  19. شبگرد23

    روز تولد انسانها در هیچ تقویمی یافت نمیشود ، چرا که فقط در قلب کسانی است که به آنها عشق میورزیم...

    روز تولد انسانها در هیچ تقویمی یافت نمیشود ، چرا که فقط در قلب کسانی است که به آنها عشق میورزیم . . . نغمه تولدت مبارک . . .:redface:
  20. شبگرد23

    http://dl.ahangestan.in/music/92/92.9/rezasadeghi/Reza%20Sadeghi%20-%20Havasam%20Behet%20Bood.mp3

    http://dl.ahangestan.in/music/92/92.9/rezasadeghi/Reza%20Sadeghi%20-%20Havasam%20Behet%20Bood.mp3
بالا