عادت نمیکنم به تو از تو خیال من نرو
نخواه فراموشت کنم، نمیشه از تو رد بشم
سر مشق هر شبم شده عکستو تنها میکشم
اگه باهام حرف میزدی، شاید که قانع میشدم
دور خودم میگردم و گیجم تو خلوت خودم...
نه کسی آید نه کسی خواند
ز نگاهم هرگز راز من
بشنو امشب غم پنهانم
که سخنها گوید ساز من
تو ندانی تنها همه شب باگلها
سخن دل را میگویم من
چو نسیمی آرام که وزد بر بستان
همه گلها را میبویم من
حیف!
با این که دوستت دارم
سهم دستانم از تو پرهیز است
قسمت ام نیستی و
این یعنی:
زندگی، واقعا غم انگیز است.....