آقا ما ظهر خوابیده بودیم که گوشیم زنگ خورد..ینی زنگ نخورد..ویبره بود..در واقع ویبره خورد
منم که کلا منگ بودم
هی چن بار ریجکت کردم..اونم که اصن دس بردار نبود
خلاصه برداشتم دیدم اههه این دوست سیریش ماس
من : جانم بفرمایین ( بگو چه مرگته !! )
اون : یه سوالی داشتم..بپرسم؟
من : اره قربونت برم بپرس (...
آقا ما ظهر خوابیده بودیم که گوشیم زنگ خورد..ینی زنگ نخورد..ویبره بود..در واقع ویبره خورد
منم که کلا منگ بودم
هی چن بار ریجکت کردم..اونم که اصن دس بردار نبود
خلاصه برداشتم دیدم اههه این دوست سیریش ماس
من : جانم بفرمایین ( بگو چه مرگته !! )
اون : یه سوالی داشتم..بپرسم؟
من : اره قربونت برم بپرس (...
آقا ما ظهر خوابیده بودیم که گوشیم زنگ خورد..ینی زنگ نخورد..ویبره بود..در واقع ویبره خورد
منم که کلا منگ بودم
هی چن بار ریجکت کردم..اونم که اصن دس بردار نبود
خلاصه برداشتم دیدم اههه این دوست سیریش ماس
من : جانم بفرمایین ( بگو چه مرگته !! )
اون : یه سوالی داشتم..بپرسم؟
من : اره قربونت برم بپرس (...
آقا ما ظهر خوابیده بودیم که گوشیم زنگ خورد..ینی زنگ نخورد..ویبره بود..در واقع ویبره خورد
منم که کلا منگ بودم
هی چن بار ریجکت کردم..اونم که اصن دس بردار نبود
خلاصه برداشتم دیدم اههه این دوست سیریش ماس
من : جانم بفرمایین ( بگو چه مرگته !! )
اون : یه سوالی داشتم..بپرسم؟
من : اره قربونت برم بپرس (...
آقا ما ظهر خوابیده بودیم که گوشیم زنگ خورد..ینی زنگ نخورد..ویبره بود..در واقع ویبره خورد
منم که کلا منگ بودم
هی چن بار ریجکت کردم..اونم که اصن دس بردار نبود
خلاصه برداشتم دیدم اههه این دوست سیریش ماس
من : جانم بفرمایین ( بگو چه مرگته !! )
اون : یه سوالی داشتم..بپرسم؟
من : اره قربونت برم بپرس (...
آقا ما ظهر خوابیده بودیم که گوشیم زنگ خورد..ینی زنگ نخورد..ویبره بود..در واقع ویبره خورد
منم که کلا منگ بودم
هی چن بار ریجکت کردم..اونم که اصن دس بردار نبود
خلاصه برداشتم دیدم اههه این دوست سیریش ماس
من : جانم بفرمایین ( بگو چه مرگته !! )
اون : یه سوالی داشتم..بپرسم؟
من : اره قربونت برم بپرس (...
آقا ما ظهر خوابیده بودیم که گوشیم زنگ خورد..ینی زنگ نخورد..ویبره بود..در واقع ویبره خورد
منم که کلا منگ بودم
هی چن بار ریجکت کردم..اونم که اصن دس بردار نبود
خلاصه برداشتم دیدم اههه این دوست سیریش ماس
من : جانم بفرمایین ( بگو چه مرگته !! )
اون : یه سوالی داشتم..بپرسم؟
من : اره قربونت برم بپرس (...
تو یه کوچه ای چهار تا خیاط بودند...
همیشه با هم بحث میکردند..
یک روز، اولین خیاط یه تابلو بالای مغازه اش نصب کرد.
روی تابلو نوشته بود
"بهترین خیاط شهر"
دومین خیاط روی تابلوی بالای سردر مغازش نوشت "
بهترین خیاط کشور"
سومین خیاط نوشت
"بهترین خیاط دنیا"
چهارمین خیاط وقتی با این واقعه مواجه شد...
تو یه کوچه ای چهار تا خیاط بودند...
همیشه با هم بحث میکردند..
یک روز، اولین خیاط یه تابلو بالای مغازه اش نصب کرد.
روی تابلو نوشته بود
"بهترین خیاط شهر"
دومین خیاط روی تابلوی بالای سردر مغازش نوشت "
بهترین خیاط کشور"
سومین خیاط نوشت
"بهترین خیاط دنیا"
چهارمین خیاط وقتی با این واقعه مواجه شد...
تو یه کوچه ای چهار تا خیاط بودند...
همیشه با هم بحث میکردند..
یک روز، اولین خیاط یه تابلو بالای مغازه اش نصب کرد.
روی تابلو نوشته بود
"بهترین خیاط شهر"
دومین خیاط روی تابلوی بالای سردر مغازش نوشت "
بهترین خیاط کشور"
سومین خیاط نوشت
"بهترین خیاط دنیا"
چهارمین خیاط وقتی با این واقعه مواجه شد...