نتایح جستجو

  1. Aseman Etemaad

    // ... به نفر بعدیتون یک شعر هدیه بدین ...\\

    شهر خالیست زعشاق و جوانمردی نیست پیر گلرنگی و لولی وش شبگردی نیست ای شب آبستن او باش که نایافتنیست ورنه هر مرد در این عرصه هماوردی نیست گیرم عیسای دگر آید و دنیای دگر دم گرمی که دمد در نفس سردی نیست سر خود گیر که درمان دلم کار تو نیست ای طبیب دل بیمار اگرت دردی نیست
  2. Aseman Etemaad

    مشاعرۀ سنّتی

    تو مگر آیی و بشکافی از این دشت غبار ای سواری که چو مه در قدمت گردی نیست همچو شمعم به چراغانی یاران پرتو چکنم باغ مرا غیر گل زردی نیست....
  3. Aseman Etemaad

    یدالله بهزاد کرمانشاهی

    کرمانشاه کرمانشاه به ستواری و سختی رشک پولاد به راه عشق سرها داده بر باد قرین بیستون،همسنگ فرهاد زکرمانشاهیان یاد اینچنین باد......
  4. Aseman Etemaad

    مشاعرۀ سنّتی

    تا دست هیچ کس نرسد تا ابد به من می خواستم که گم بشوم در حصار تو احساس می کنم که جدایم نموده اند همچون شهاب سوخته ای از مدار تو
  5. Aseman Etemaad

    چرا خدا مادر را خلق کرد

    چقدر جالب... این نوشته رو می خواستم بذارم اینجا دیدم اصلا تاپیک با این نوشتس.... یه دوست خوب برام فرستاده بودش! مرسی .......;)
  6. Aseman Etemaad

    مشاعرۀ سنّتی

    در ابعاد این عصر خاموش من از طعم تصنیف در متن ادراک یک کوچه تنهاترم بیا تا برایت بگویم چه اندازه تنهایی من بزرگ است.... و تنهایی من شبیخون حجم تورا پیش بینی نمی کرد و خاصیت عشق این است!
  7. Aseman Etemaad

    شعر نو

    حالا دیگر نه به سبز ایمان دارم نه به صدا نه به سکوت ...! صدایی که مرا با نام دیگری می خواند و سکوتی سبز که در آخرین شب پاییز جا مانده است! آه ، دریچه ی آفتاب کبوتران سوخته ات بریده بریده از آسمان می بارند دلهره روی صورت من رنگ می بازد دریا خاکستر می شود رؤیاهایم بوی دود می...
  8. Aseman Etemaad

    مشاعرۀ سنّتی

    روح سرگشته ی من بود مگر که نبودش دمی آرام و قرار گاهی از کوه به صحرا تاران گاهی از دشت به سوی کهسار!
  9. Aseman Etemaad

    یدالله بهزاد کرمانشاهی

    باد باد باد با زمزمه ای حزن انگیز کورمال از سر دیوار گذشت روی آورد به کاشانه ی من خسته از گردش کوه و در دشت * نرم بر شیشه ی در زد انگشت ناله ای کرد و زهم وا شد در گفتی آغوش نیازی وا شد تا عزیزیش نشیند در بر * ناگهان غرش رعدی برخاست خنده سرداد مگر اهریمن! خنجر برق...
  10. Aseman Etemaad

    یدالله بهزاد کرمانشاهی

    دست آموز! دست آموز! پلنگی خشمگین بودم به افسون توام آهوی دست آموز کردی! دل سرد مرا در هم شکستی وزان شمعی سراپا سوز کردی!
  11. Aseman Etemaad

    یدالله بهزاد کرمانشاهی

    حیله و فن حیله و فن لبخند شدم که بر لبش ره جویم بربست دهن! اشکی گشتم که روی او را شویم خندید به من امید شدم که در دلش جا گیرم نومید نشست! سودی نکند به هیچ رو با اویم این حیله و فن!
  12. Aseman Etemaad

    یدالله بهزاد کرمانشاهی

    روی نیاز روی نیاز سری در زیر پردارم به یاد سرفرازیها که باید جور زاغان بردنم با شاهبازیها نوای دلکشم در گوش گیتی خوش نمی آید وگر ناهیدم آموزد رموز نغمه سازیها در این گلشن که هر خاری به دعوی گردن افرازد گرفتم سرو آزادم چه جای سرفرازیها! به خاک هر دری نقشیست از روی نیاز ما خدارا با...
  13. Aseman Etemaad

    یدالله بهزاد کرمانشاهی

    آثارروانشاد بهزاد آثارروانشاد بهزاد دفاتر شعر با عنوان گزیده ی سخن ;سخنی دیگر; خرده سخن; سخن چهارم ; (هر چهار دفتر به خط محمد رضا احمدی) سخن پنجم ; سرگذشت و مجموعه ای از اشعار فارسی محلی. دفتر اخوانیات به خط شاعر با نام " دوستان و یاران " گرداوری مجموعه ای از اشعار شاعران کرمانشاه از...
  14. Aseman Etemaad

    یدالله بهزاد کرمانشاهی

    سالشمار زندگی شادروان بهزاد سالشمار زندگی شادروان بهزاد 1304 __ تولد در کرمانشاه 1326 __ دریافت دیپلم ادبی (کرمانشاه) 1326__ آغاز تحصیلات دانشگاهی در دانشگاه تهران در محضر استادانی چون ملکالشعرای بهار –جلال الدین همایی-فروزانفر-دکتر محمد معین-دکتر ذبیح الله صفا و…. 1329 __ ناتمام...
  15. Aseman Etemaad

    یدالله بهزاد کرمانشاهی

    از دوستان پدر بود .... یا بهتر بگویم از استادان پدر! وقتی پارسال بهار خبر فوت ایشان را شنیدم واقعا متاسف شدم.... چه زندگی پرباری و چه مرگ راحتی.... شاید کسی متوجه نباشد اما هردوی اینها سعادتی بود برای آزاد مردی که با هجرت دردناکش بار دیگر پس از مرگ برادر چشمان پدرم را نمناک کرد! شاید بر من به...
  16. Aseman Etemaad

    سوگندنامه‌ي نويسندگان مسلمان

    دیدین حالا هی به من اصرار می کنین که کتابتو بده واسه چاپ نمی دم.... بابا اول می خوام با معیارای سوگندنامه مطابقتش بدم!:lol:
  17. Aseman Etemaad

    غزل و قصیده

    رفتی ای جان و ندانیم که جای تو کجاست مرغ شبخوان کجایی و نوای تو کجاست آن چه بیگانگی و این چه غریبی ست که نیست آشنایی که بپرسیم سرای تو کجاست چه شد آن مهر و وفایی که من آموختمت عهد ما با تو نه این بود ، وفای تو کجاست مردم دیده ی صاحب نظران جای تو بود اینک ای جان نگران باش که جای تو...
  18. Aseman Etemaad

    ترانه ها و تصنیف ها...

    تو چی هستی؟ تو چی هستی؟ اسم تو قشنگ ترین قصه برای گفتنه اسم تو قشنگ ترین قصه واسه شنفتنه غنچه ی نجیب اسم تو روی باغ لبم بهترین غنچه ی لذت برای شکفتنه لحظه ی طلایی نوازش گیسوی تو مثل ناز دست روی خواب چمن کشیدنه داغی وسوسوه ی گرفتن دستای تو کوره ی بزرگ خورشید و توی خواب دیدنه تو...
  19. Aseman Etemaad

    ترانه ها و تصنیف ها...

    ستاره ی دنباله دار ستاره ی دنباله دار تو آسمون زندگیم ، ستاره بوده بی شمار اما شبای بی کسیم یکی نمونده موندگار یکی نمونده از هزار ستاره های گمشده ، هر شب من هزار هزار اما همیشگی تویی ، ستاره ی دنباله دار یکی نمونده از هزار ای آخرین ، تنهاترین ،‌آوره ی عاشق هر شب عمرم همراه با من ،...
  20. Aseman Etemaad

    ترانه ها و تصنیف ها...

    کی اشکاتو پاک می کنه شبا ه غصه داری؟ دست رو موهات کی می کشه وقتی منو نداری؟ شونه ی کی مرهم هق هقت می شه دوباره از کی بهونه می گیری شبای بی ستاره؟ برگ ریزونای پاییز کی چشم برات نشسته از جلو پات جمع می کنه برگای زردو خسته کی منتظر می مونه حتی شبای یلدا تا خنده رو لبات بیاد شب برسه...
بالا