بی تو!
بی تو!
من که زندانی شبهای سیاهم بی تو
ماه مصرم اگر افتاده به چاهم بی تو
*
شاهد گل بدر از پرده ی شاخ آمد و بست
اشک آلوده به خون راه نگاهم بی تو
*
باز هم یاد تو کامد به سراغم ورنه
که دهد زآفت ایام پناهم بی تو
*
کاروان بار سفر بست و عزیزان به وداع
وه ...که من با چه دلی...