یه وقتهایی بود به دوستم می گفتم یادته زمستون پارسال ....... ، یک شب برفی نشسته بودیم پشت میز شطرنج پارک و درد و دل می کردیم،
یادته تابستون پارسال ، نه پیارسال بچه ها اومده بودند، عصری یه چیزی خوردیم و قرار شد شام نخوریم. 1 نصف شب گشنه مون شد، خونه هیچی نداشتیم، از شانس بد نون نداشتیم، پاشدیم...