نه نشستم هر چی فکر کردم دیدم ارزشی نداره که به خاطر یه پدر بزرگ آلزایمری و عصبی و خشن که دایناسور و کرکودیل و اینا دوست داره و کلا" توی فاز موجودات وحشتناکه کار دست خودم بدم
بیخیال بابا بزرگ راسی قرصاتو به موقع میخوری که؟:biggrin:
:w06:آخه من از دست تو چیکاااااااااااااااااااااار کنم ها؟:w00:خودت کودکی آخه پدر بزرگ چرا با من کل کل میکنی
ماشالله سنی گذشته ازت چرا با اعصاب نوت بازی میکنی؟:wallbash:
یه کاری دست خودم میدماااااااااااا بعد میان یقه تو رو میگیرن
چرا که نه؟من خودم به این تلپاتی معتقدم چون واسم بارها پیش اومده
تا حالا شده که حتی وقتی به یکی فکر میکنم چند ساعت بعد یا فرداش خودشو به صورت کاملا اتفاقی میبینم یا بهم تلفن میکنه واقعا جالبه:cool:
همشهری دمت گرم تاپیک زیبایی بود;)
باعث شد واقعا یه کم به خودم بیام ما کلا عادت کردیم هر بلایی رو که سرمون میاد بندازیم گردن یکی دیگه:redface:
تنها کسی رو که مقصر نمیدونیم خودمونیم و این آخر بی انصافیه
بازم ممنون