قافله یاران علی به کربلا رسیده بود. عباس من در کنار حسین بود. امام فرمان درنگ داد. کاروان ایستاد. امام تکبیر گفت و نماز آغاز کرد. همسفران نیز شگفت زده و مبهوت نماز گزاردند.
پس از نماز مولا بود و اشک و چنگی که در خاک فرو رفت و های های گریه اش وقتی که می گفت : «ذاتُ کربِ و بلاء. این سرزمین، سرزمین...