یه بار با دوستم که خیلی مذهبی بود رفتیم پارک آبی میخواستیم بریم تو صف سرسره یه بنده خدایی وقتی از سرسره اومد پایین مایوش گیر کرده بود به جای از سرسره و پاره شده بود همه از خنده غش کردیم
این رفیق من زیر مایو هم یه شورت دیگه داشت میخندیدیم که فکر همه جا رو کرده
خلاصه ما رفتیم تو صف تا نوبتمون...