نتایح جستجو

  1. شبگرد23

    ی تیکه از اولین آهنگی ک میاد تو ذهنت ....

    ای یار نازنینم یار دل حزینم بیا بشین به پای حرفای آخرینم میدونم که این شبا شبستون آخریه به بهار نمیکشم زمستون آخریه پری آخری و پریشون آخریه دیگه جون نیست تو تنم نیمه جون آخریه
  2. شبگرد23

    یک جمله برای او که دوستش داشتید/دارید:

    .. مردن ترسی است که وقتی نیستی به سراغم می آید.
  3. شبگرد23

    رد پای احساس ...

    .. زمان! به من آموخت که دست دادن معني رفاقت نيست.... بوسيدن قول ماندن نيست..... و عشق ورزيدن ضمانت تنها نشدن نيست!
  4. شبگرد23

    دل نوشته های دلتنگی

    .. رفت و نمیدانست که بی او برای بوییدن یک گل برای خواندن یک شعر برای شنیدن یک اواز و برای شلیک یک گلوله چقدر تنها ماندم.....
  5. شبگرد23

    آخرین فیلمی که دیدی چی بود ؟ چطور بود؟

    The.Sixth.Sense عالی بود پایان قافلگیر کننده ای داشت
  6. شبگرد23

    رد پای احساس ...

    .. از آن روزی که رفته ای به هزاران مرض مبتلا شده ام که دکترها فقط اسم چندتایش را میدانند!!
  7. شبگرد23

    از پایینی یه سوال بپرس به سوال بالایی جواب بده!

    گفتنی نیست شادی :w05: برای عید خرید خاصی داری؟
  8. شبگرد23

    🔺️موافقی.........؟

    هوم یادش بخیر من حتی سرکار بودم با یه گوشی سونی اریکسون میومدم باشگاه موافقی باشگاه از برنامه های اجتماعی الان خیلی بهتر بود؟
  9. شبگرد23

    از پایینی یه سوال بپرس به سوال بالایی جواب بده!

    وقتی غمگینم میام رفیق صمیمی اینجا داری؟
  10. شبگرد23

    🔺️موافقی.........؟

    نمیدونم عشق در حیطه من نیست :w10: موافقی خیلی سال قبل تو باشگاه ماه رمضون خیلی صفا داشت؟
  11. شبگرد23

    دل نوشته های دلتنگی

    .. نمی توانم آنطرف بیایم نمی توانم دست هایت را بگیرم مرا ببخش ! به خاطر خودخواهی های بشر است که دیوار انقدر بلند می باشد !!...
  12. شبگرد23

    از پایینی یه سوال بپرس به سوال بالایی جواب بده!

    چندساله استفاده نمیکنم دلیل باشگاه اومدنت چیه ؟
  13. شبگرد23

    رد پای احساس ...

    در آن هنگام که می گردد نفس در سینه ها خاموش نمی خواهم کسی از مردن من با خبر گردد نمی خواهم پدر برهم نهد چشمان بازم را نمی خواهم که مادر سختی جان کندنم بیند ولی ای دوست اگر روزی رفیقی مهربان آمد زتو پرسید فلانی کو...؟؟! بگو در سنگر ناکامی و حسرت بسی جان داد ولی تا لحظه آخر چنین می گفت: امید من...
  14. شبگرد23

    یک جمله برای او که دوستش داشتید/دارید:

    .. به خانه می رفت با کیف و کلاهی که بر هوا بود چیزی دزدیدی؟ مادرش پرسید دعوا کردی باز پدرش گفت و برادرش کیفش را زیر و رو می کرد به دنبال آنچه که در دل پنهان کرده بود مادربزرگ چیزی نگفت تنها او بود که گل سرخی را لای کتاب مچاله هندسه اش دیده بود و خندیده بود
  15. شبگرد23

    🔺️موافقی.........؟

    چشمم آب نمیخوره :w26: موافقی از یه سنی به بعد ازدواج نکنی بهتره؟
  16. شبگرد23

    🔺️موافقی.........؟

    گاهی نه همیشه :w10: موافقی آدم های زود رنج دل ساده ای دارن؟
  17. شبگرد23

    یک جمله برای او که دوستش داشتید/دارید:

    به لحظه هاي روشني مرا نويد مي دهي به برگ برگ شعر من گل سپيد مي دهي اگر نمي رسد به تو صداي گريه هاي من مرا به وصل خويشتن چرا اميد مي دهي؟
بالا