..
ای فالگیر ِ کوچک ِ خوش لهجه!
در دستهای گنگ ِ بلاتکلیف دنبال ردّ پای کدامین غریبهای؟
این بغضهای سرزده معنا نمیشوند
زحمت نده زمین و زمان را!
در من مسافریست که هرگز نمیرسد...!
..
در زندگی برای هر آدمی
از یک روز …
از یک جا …
از یک نفر …
به بعد …
دیگر هیچ چیز مثل قبل نیست
نه روزها ، نه رنگ ها، نه خیابانها …
همه چیز میشود
دلتنگی