اولا اون شخص دختر بود و باید بدونین تووی پسر جماعت آرامش هیچ معنی نداره!!!!هیییییچ....
ولی خیلی عجیب بود تموم دنیا روی سرش هم خراب میشد اصن عین خیالش نبود!!!نمیدونم شاید ایمانش خیلی قوی بود!!!
ولی خیلی آرامشش عجیب بود...توی بدترین شرایط خودشو کنترل میکرد...
مثلا یه روز استاد اومد گفقت برگه...