بغض گلويش را فشرد؛ نتوانست صبورى كند؛ دوباره صورتش غرق اشك شد: اين توضيح را بخوان...
از روى اصل آن نسخه اى برداشتم. و نامه اى را به دست حليمه داد. حليمه آن را گشود و خواند:
«اى على بن سمرى! خداوند پاداش برادران دينى تو را در مصيبت مرگ تو بزرگ دارد. تو از اكنون تا شش روز ديگر از دنيا مى...