مردی از دور دست خویش هجرت آغاز کرد. در آن صحرای هول و خطر، از همه آنچه داشت، از موقعیت و شهرت و قدرت گسست و رسته و رها به سمت سپاه کوچک حسین آمد.
کفش بر گردن، دست بر سر، در هیئت اسیران و شرمساران نزدیک شد. حُر بود. سرداری که صبحگاهان –صبح عاشورا- ترفیع یافته و از فرماندهی هزار نفر به...