نتایح جستجو

  1. tracer

    چاه را تن دان تو ای مرد یقین تا شود علم الیقین عین الیقین تن به چار و پنج و شش وامانده است لاجرم...

    چاه را تن دان تو ای مرد یقین تا شود علم الیقین عین الیقین تن به چار و پنج و شش وامانده است لاجرم از راه حق زان مانده است چون علی اسرار در چاهت بگو تا تنت فانی شود از گفتگو چون تنت فانی شود باقی شوی آن زمان عین خدا دانی شوی چون تنت فانی شودای مرد کار نه همی دنیا بماند نه دیار چون تنت فانی شود ای...
  2. tracer

    چون صفات او احد آمد مدام غیر نبود جمله او دان والسلام هرچه دیدی ذات پاک او بود اینچنین بینی ترا...

    چون صفات او احد آمد مدام غیر نبود جمله او دان والسلام هرچه دیدی ذات پاک او بود اینچنین بینی ترا نیکو بود در همه اشیا ورا ظاهر ببین اولین و آخرین و ظاهرین ظاهر و باطن ورا می‌بین مدام اول و آخر ورا می‌بین تمام آسمانها و زمین‌ها و فلک جمله او می‌بین و بگذر تو زشک صورت و معنی بهم تو ذات دان جمله...
  3. tracer

    مشغله هایم افزون گشته! باشد فرصتی دگر!

    مشغله هایم افزون گشته! باشد فرصتی دگر!
  4. tracer

    ای با من و پنهان چو دل از دل سلامت می کنم//تو کعبه‌ای هر جا روم قصد مقامت می کنم هر جا که هستی...

    ای با من و پنهان چو دل از دل سلامت می کنم//تو کعبه‌ای هر جا روم قصد مقامت می کنم هر جا که هستی حاضری از دور در ما ناظری//شب خانه روشن می شود چون یاد نامت می کنم گه همچو باز آشنا بر دست تو پر می زنم//گه چون کبوتر پرزنان آهنگ بامت می کنم گر غایبی هر دم چرا آسیب بر دل می زنم//ور حاضری پس من چرا در...
  5. tracer

    ای لولیان ای لولیان یک لولیی دیوانه شد//طشتش فتاد از بام ما نک سوی مجنون خانه شد می‌گشت گرد حوض...

    ای لولیان ای لولیان یک لولیی دیوانه شد//طشتش فتاد از بام ما نک سوی مجنون خانه شد می‌گشت گرد حوض او چون تشنگان در جست و جو//چون خشک نانه ناگهان در حوض ما ترنانه شد ای مرد دانشمند تو دو گوش از این بربند تو//مشنو تو این افسون که او ز افسون ما افسانه شد زین حلقه نجهد گوش‌ها کو عقل برد از هوش‌ها//تا...
  6. tracer

    تا درین زندان فانی زندگانی باشدت//کنج عزلت گیر تا گنج معانی باشدت این جهان را ترک کن تا چون...

    تا درین زندان فانی زندگانی باشدت//کنج عزلت گیر تا گنج معانی باشدت این جهان را ترک کن تا چون گذشتی زین جهان//این جهانت گر نباشد آن جهانی باشدت کام و ناکام این زمان در کام خود درهم شکن//تا به کام خویش فردا کامرانی باشدت روزکی چندی چو مردان صبر کن در رنج و غم//تا که بعداز رنج گنج شایگانی باشدت روی...
  7. tracer

    بلبلی شیفته میگفت به گل//که جمال تو چراغ چمن است گفت، امروز که زیبا و خوشم//رخ من شاهد هر انجمن...

    بلبلی شیفته میگفت به گل//که جمال تو چراغ چمن است گفت، امروز که زیبا و خوشم//رخ من شاهد هر انجمن است چونکه فردا شد و پژمرده شدم//کیست آنکس که هواخواه من است بتن، این پیرهن دلکش من//چو گه شام بیائی، کفن است حرف امروز چه گوئی، فرداست//که تو را بر گل دیگر وطن است همه جا بوی خوش و روی نکوست//همه جا...
  8. tracer

    تا سر زلف تو در دست نسیم افتادست//دل سودازده از غصه دو نیم افتادست چشم جادوی تو خود عین سواد سحر...

    تا سر زلف تو در دست نسیم افتادست//دل سودازده از غصه دو نیم افتادست چشم جادوی تو خود عین سواد سحر است//لیکن این هست که این نسخه سقیم افتادست در خم زلف تو آن خال سیه دانی چیست//نقطه دوده که در حلقه جیم افتادست زلف مشکین تو در گلشن فردوس عذار//چیست طاووس که در باغ نعیم افتادست دل من در هوس روی تو...
  9. tracer

    من که باشم که بر آن خاطر عاطر گذرم//لطف‌ها می‌کنی ای خاک درت تاج سرم دلبرا بنده نوازیت که آموخت...

    من که باشم که بر آن خاطر عاطر گذرم//لطف‌ها می‌کنی ای خاک درت تاج سرم دلبرا بنده نوازیت که آموخت بگو//که من این ظن به رقیبان تو هرگز نبرم همتم بدرقه راه کن ای طایر قدس//که دراز است ره مقصد و من نوسفرم ای نسیم سحری بندگی من برسان//که فراموش مکن وقت دعای سحرم خرم آن روز کز این مرحله بربندم بار//و...
  10. tracer

    آورده اند که........

    آورده اند که: روزی شیخ بر سر راهی می‌گذشت. دید پسر بچه‌ای گربه خود را در جوی آب می‌شوید. شیخ گفت: گربه را نشور، می‌میرد! بعد از ساعتی كه از همان راه بازمی‌گشت دید كه بعله...! گربه مرده است و پسرك هم به عزای او نشسته.!! شیخ گفت: ای خیره سر، به تو نگفتم گربه را نشور، می‌میرد؟ پسرك گفت: برو...
  11. tracer

    آورده اند که........

    آورده اند که: روزی شیخ با جمله مریدان در راه شدند! از برای رفع خستگی بر زیر درخت گردویی اتراق کردند،که ناگهان گردویی به شدت به سرشیخ اصابت نمود و سرش بنمود باد! شیخ بعد از آن شروع کرد به شکر کردن خدای عزوجل! مریدان گفتند: یا شیخ اینکه دیگر شکر کردن ندارد. شیخ فرمود: خاموش ابلهان! نمی دانید...
  12. tracer

    سحر به بوی گلستان دمی شدم در باغ//که تا چو بلبل بی‌دل کنم علاج دماغ به جلوه گل سوری نگاه...

    سحر به بوی گلستان دمی شدم در باغ//که تا چو بلبل بی‌دل کنم علاج دماغ به جلوه گل سوری نگاه می‌کردم//که بود در شب تیره به روشنی چو چراغ چنان به حسن و جوانی خویشتن مغرور//که داشت از دل بلبل هزار گونه فراغ گشاده نرگس رعنا ز حسرت آب از چشم//نهاده لاله ز سودا به جان و دل صد داغ زبان کشیده چو تیغی به...
  13. tracer

    مشاعرۀ سنّتی

    می خسبیم!!!!!!!
  14. tracer

    مشاعرۀ سنّتی

    یک گل ز باغ دوست، کسی بو نمی‌کند//تا هرچه غیر اوست، به یک سو نمی‌کند
  15. tracer

    مشاعرۀ سنّتی

    در میان مستمندان، فرق نیست//این غریق خرد، بهر غرق نیست
  16. tracer

    مشاعرۀ سنّتی

    تشنه‌ام به لب فرات بردی//ناخورده به دوزخم سپردی
  17. tracer

    مشاعرۀ سنّتی

    تا دشمن تو سلیح پوشد//شمشیر تو به که باز کوشد
  18. tracer

    مشاعرۀ سنّتی

    یک ره بنه این قیامت از دست//کاخر به جز این قیامتی هست
  19. tracer

    مشاعرۀ سنّتی

    دین همه سرمایهٔ کشتار گشت//یکسره بر دوش زمین بار گشت
  20. tracer

    مشاعرۀ سنّتی

    در صبحدمی بدان سپیدی//دادیم به روز نا امیدی
بالا