عزیز جان!
در کتابت صحیح همی کوش!
صحیحش این باشد: وگر پنهان کنم ترسم که مغز اسخوان سوزد!!!
دل میرود ز دستم صاحب دلان خدا را//دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا
دیگر خلایق را در ولادت یک روز باشد! که از برای آن جمعی به او تبریک و شادباش گویند در سالگرد آن روز!
اما این چه حالت است که قریب به 1 ماه تبریک ها پایان ندارد؟
روزی اسب كشاورزی داخل چاه افتاد . حیوان بیچاره ساعت ها به طور ترحم انگیزی ناله می كرد.
بالاخره كشاورز فكری به ذهنش رسید . او پیش خود فكر كرد كه اسب خیلی پیر شده و چاه هم در هر صورت باید پر شود . او همسایه ها را صدا زد و از آنها درخواست كمك كرد . آن ها با بیل در چاه سنگ و گل ریختند.
اسب ابتدا...
همی آموختیم که سر تواضع فرو آوریم در جلوی نسوان ، که این جماعت همی نازک دلند و حساس!!!!!!!!
از دست حرص و آز بخستی به گوشهای//زین بیش دست میندهد چون کنیم ما
شعر را درست کتابت کنید!
2-0 به نفع من!!!
در این درگه که گه گه که که و که که شود ناگه//مشو غره به امروزت که از فردا نه ای آگه
هرچه دیدی ذات پاک او بود//اینچنین بینی ترا نیکو بود
چون تنت فانی شود از هر وجود
بر تو گردد دور پرگار وجود
چون تنت فانی شود در لامکان
بازیابی سر راز عاشقان
چون تنت فانی شود در بحر راز
رازها یابی و گردی شاهباز
چون تنت فانی شود در بحر نور
محو گردی و شوی اندر حضور
چون تنت فانی شود ای جان من
آن زمان بینی جمال ذوالمنن
چون تنت فانی شود سلطان شوی
پس حکیم...