You are using an out of date browser. It may not display this or other websites correctly.
You should upgrade or use an
alternative browser.
-
من تازه الان از خواب بیدار شدم:D
میخواستم برم واسه خودم چایی بزارم دیدم که آب تموم شده:crying:
-
آره من خوبم.فقط حوصله م سر رفته سلجوخ:(
-
سلام مثل اینکه دوباره دیر رسیدم.
خداحافظ:)
-
-
آره رفتی ولی تا یه ربع بعدش چراغت روشن بود ولی فعالیتی نداشتی:D
-
-
آره عمو از این خوردنیا واسم نفرست من جنبشو ندارم:D
-
عمو من کی گفتم گرسنمه.فقط گفتم از اونام دلم خواست:(
-
تو هنو نرفتی جل الخالق:surprised:
-
عمو حالا که دهن منو آب انداختی میگی ببخشید:(
-
سلام عمو.نصفه شبی اومدی دل منو آب کنی:(
-
-
سلام خانوم مهندس.خوبین شوما؟:)
-
باز این زارت گذاشت رفت
اتی خداحافظ:gol:
-
میکشمت بخدا.حالا جواب منو نمیدی ای نا خواهر:razz:
-
آخه یه بار دیگم همچین اتفاقی افتاد.زاهدان شد تکزاس تا یه هفته درگیری مسلحانه بود تو شهر:(
-
آخه زاهدان مثه بقیه شهرا نیست اگه زد و خورد بشه هر دو گروه مسلحن.کشته و زخمی زیاد میده:(
-
امشب جلوی استانداری تحسن داشتن .فقط خدا کنه به زد و خورد نکشیده باشه:(
-
آره واقعا حق با توئه.زنگ زدم به خونوادم میگن همه تو خونه هاشونن :(
-
اصلا معلوم نیست دارن چه غلطی میکنن