ده سال از تبعید مصدق به روستای احمد آباد می گذشت. مردی که زندگی اش را فدای آزادی و استقلال میهنش کرده بود، دهمین سال تبعیدش را در کنج عزلت و گوشه ی احمد آباد می گذراند. یکی از روزهای آبان۱۳۴۵بود که به پسرش غلامحسین (که دکتری متخصص بود ) گفت: سقف دهانم تاول زده. فکر می کنم به سبب نوشیدن چای داغ...