نه مدرک دانشگاهی نداره که بتونه پدرم رو در بیاره.. همون اول کاری گربه رو کشتم دم حجله..
خودت که میدونی من چه پیچ پیچ بازی ای تو حرفام دارم.. خودش حساب دستش میاد
زن نگو ماشین لباس شویی گرفتم
اه اره اونم بانو زلیخا بود.. خوبه بالاخره بردمش زیر لیپوساکشن و کلی دادم ورزش دادند// شده عین دسته گل مانکنی..
الان کلی طرفدار پیدا کرده ولی من زرنگی کردم و عقدش رو زدم به اسم خودم.. ششدانگه
رفت وروب اینا داشتی بگو بفرستم کمک دستت باشه
من کتابم رو به هیچ کس نمیدم. عین دوست میمونه و کسی هم بخواد بهش میگم بره بخره واسه خودش..
چشم اگر قسمت ما به رفتن شد ..حتما میگم چی بود و چی نبود..
اـ چه جالب :cry: ?
خیلیا اینجا از منم بزرگترن ولی دل و روده گگفتنش رو ندارن فقط..
کی تموم میشه این درس و مشق آخه خدا..پ
نه من از جواب دادن ابایی...
من98 این کمه؟
میدونی من عاشق این بودم که یه اتاق زیر شیروونی منتهی به یه خیابون تنگ و شلوغ داشته باشم و با صدای اتوبوس مدرسه نینی ها هر روز از خواب بیدار بشم و مهتاب تا ساعت 5 صبح رو سرم نور بیفشانه..
میزنم خب .. الان که نمیشه الان همشون خوابن بخوایم بریم 8 به بعد میریم نه اینکه زودی خودمون رو...
در مورد تهران و دود و دم شاید شاید راست بگی.. ولی این برا همه صادق نیست..
کجا برم بابا با این کهولت سنیم آخه.. من کلی باید تصمیم بگیرم تا بتونم یه حرکتی به خودم بدم.. ولی باور کن اگه میتونستم کل کتابای نمایشگاه رو میخریدم و میاوردم خونه.. نمیدونم باید ببینم دوستام هم میان یا نه.. بی اونا...
بُ اوجور... خب چشم خورد یه لحظه بهش.. همین
نه بابا وبلاگ میخوای بزنی. بلاگفا حتما نه.. من یکی تو ورد پرس دارم ولی سه ماهه نرفتم سراغش باور کن.. البته مال رشتمه..
نمایشگاه کتاب رو میگم ارومیه.. اصلا میشناسی این روستای مارو مگه؟ آت آشغالای شهر شما رو میارن اینجا.. هرچی که فروش نره میارن اینجا...
اگر منظورت بحث محاسباتی و درسیه که As بالانس -آرماتور بالانس- درصد آرماتوریه که به ازای اون بتن در ناحیه فشاری به کرنش 003. برسه به شرطی که آرماتور های کششی هم به تنش تسلیم Fy برسند