اوهوم.هر وقت تابستون میرفتیم شهرستان خونه داییم.منو پسر داییم تا نصف شب با آتاری بازی میکردم.یادش بخیر اون موقع میکرو بود.قارچ خور بازی میکردم.از نصفه شب به بعد میرفتیم تو خیابون با سنگ دنبال سگای بدبخت می افتادیم .ی همچین موجوداتی بودیم ما خخخخخخخخخخ:biggrin: