اولیه یه شب بارونی و سرد بود که نم نم بارون میزد فوق العاده بود هوا
دومی همون خیمه ای هستش که گفتم محرم داشتیم دردانشگاه
بی نظیربودن...هرچند به عکس خوشگله های شمانمیرسن
اره اجی من قزوینن..بعدچهارماه اومدن و دوروزدیگه میرن..فکرنمیکردم اینقدردلتنگش بشم
هه نه بابا
کلا ادم بچه دوستی هستم ولی صبرم کمه...هرچند همه دوستان میگن ازون مامانیی میشم که بچه لوس میشه:)