انشالله گل من
وای این هیس...پیام دادم بهش میگه "عزیز با تو کمترصحبت کردم خجالت میکشم"
ای جانم...
بهش بگو خجالت نداره نازنین
تو خوبی شیرین؟
حال دلت چطوریاست؟
راستی رفتی خونه؟
مرزنگاه منو اسمان و تو
گرای ذهنم هم تنظیم میشود روی گرای انتظار
پله پله تا تو...
یک قدم با من...تمامی قدمهای مانده باتو...
+چقدرمنتظراین یک قدم ماموندی خدا؟
+خدایی خدا غریبه...:(
درد دل من را تو میدانی...
دلیلم را، هم...
زمانی گم میشوم که تو را نداشته باشم
زمانی ناامیدم که تو نباشی
زمانی میمیرم که ازمن ناامید شده باشی
و ...
حال
چقدرفاصله است میان من و زندگی و مرگ؟
کاش میشد...
اشفتگی دلم را بایادت ارام کن
درب خانه دلم را بازمیکنم تا به میهمانی اش بیایی
فقط زحمتش میشود...
امشبی را با من باش
بخواه تا بشویم گردگناه را از سیاهی دلم...
اذن دخول میخواهم به حریم کبریایت
تاشاید اندک سوسویی امید
در دلم روشن بماند...
نور خواستن تو...بودن تو...زنده بودنم...
نخواهی نیستم...