سلام فرامرز جان
خرسنديم از حضور سبز و زيباتون
عزيزجان محبت كني و پست اول اين جستار رو بخونيد ممنونتان خواهيم شد
اينجا شما بايد با توجه به پستهاي قبلي دوستان شعري را از خودتان بسراييد...
بازم از حضور سبز و پر تلاشتان سپاسگزارم دوست خوبم.
هنگامي كه دستان مهربان اش را به دست مي گيرم
تنها يي غم انگيزش را در مي يابم .
اندوهش
غروبي دل گير است
در غربت و تنهايي.
هم چنان كه شادي اش
طلوع همه آفتاب هاست
و صبحانه
و نان گرم
و پنجره اي
كه صبح گاهان
به هواي پاك گشوده مي شود
و طراوت شمعدا ني ها
در پاشويه حوض .
چشمه يي...