باد می ایســتد...
زمـــان نــمیـگـذرد...
تصــویــر رفتـنـت در چشــمـانـم غـوغـا به پا کـرده است...
چه کار کـرده ای که رفتـنـت هـم زیبـاسـت...؟
هـماننـد آخـرین بـرگ پاییــزیِ درختــی تنــها...ب
رگـی کـه دیـگر می دانــد وقـت رفتنــش رســیده اســت...
نارنــجی میـشـود...
و عاشـقانـه بر روی زمــین...