ما که میریم خونه مادربزرگم یه آتیش بزرگ درست میکنیم ....با کلی آجیل و شیرینی .... خیلی خوش میگذره .....
بعد هممون رو آتیش میپریم حتی مادربزرگم..... اتفاقا دیشب گفت کلی جوب جمع کردم ....
ولی خوب الان دیگه رسم شده همه میرنکنار دریا و میدون جنگ میسازن...تمام خیابانهای متصل به ساحل رو میبندن...من...