مشنو ای دوست که غیر از تو مرا یاری هستبه کمند سر زلفت نه من افتادم و بسگر بگویم که مرا با تو سر و کاری نیستهر که عیبم کند از عشق و ملامت گویدصبر بر جور رقیبت چه کنم گر نکنمنه من خام طمع عشق تو میورزم و بسباد خاکی ز مقام تو بیاورد و ببردمن چه در پای تو ریزم که پسند تو بودمن از این دلق مرقع به...