پس این هوس بوده نه اشتیاق وافر.. من از این مردد بودم که ادامه ندادم در پیام قبلیم.. ولی همچنان چون کوه اونجام نه بخاطر استواریش بلکه بخاطر ضعف در قابلیت حرمکتش..
اگه من باعثش بودم که میدونم آره.. پس باغیشلایین چوخ معذرت میخوام
سلام داشتم میومدم تو صفحت ها.. به این قبله و بقیه قسم شوخی نمیکنم.. اگه دوست داری یاد بگیری یه یا علی بگو و بیا تایپیک ........
بچه ها اونجا دارند زیاد میشن و کسایی که عین خودت کم بلدند هم کم نیستن.. البته در علت کشش به این خواسته ات هنوز مرددم..
من نگفتم به خودت القا کنی که فراموشش میکنی.. گفتم هم آوا شو تا نونه بر تو چیره باشه.. کسی که خدا رو اینقدر محزونانه میخواد حتما میتونه در خلوت نماز یا دعاش اون رو دریابه.. وگرنه که این خواستن از خلوص کافی برخوردار نبوده.. خدا جایی نیست که بری دنبالش.. در بنده اش دریاب در زمینش و هر چی که بتونه...
با لبان بسته درها؟
او چرا بايد بسايد تن
بر در و ديوار هر خانه؟
او چرا بايد ز نوميدي
پا نهد در سرزميني سرد و بيگانه؟!
آه ... اي خورشيد
سايه ام را از چه از من دور مي سازي؟
از تو مي پرسم:
تيرگي درد است يا شادي؟
جسم زندانست يا صحراي آزادي؟
ظلمت شب چيست؟
شب،
سايه روح سياه كيست؟
او چه مي گويد؟
او چه...
شب به روي جاده نمناك
در سكوت خاك عطرآگين
ناشكيبا گه به يكديگر مي آويزند
سايه هاي ما ...
همچو گل هائي كه مستند از شراب شبنم دوشين
گوئي آنها در گريز تلخشان از ما
نغمه هائي را كه ما هرگز نمي خوانيم
نغمه هائي را كه ما با خشم
در سكوت سينه مي رانيم
زير لب با شوق مي خوانند
ليك دور از سايه ها
بي خبر از...
به جمله نیست عزیز دل...حرف بزن شاید آرومتر بشی.. مخالف جریان اگر حرکت کنی اذیت میشی.. بهتره کمی هم با غم هم آغوش بشی تا دست از سرت برداره..
حرفی از من نیست این شعر رو درک کن وغم رو به فراموشی بسپار..
حق داره... پای مقبولیت و محبوبیت و در معرض خطر بودنش در میونه
تو هم اگه ببینی فردای روزگار یکی یوزر مشابهت درست کنه حتما میری ببینیش
مثلایوزرpm me:redface:
حق داره... پای مقبولیت و محبوبیت و در معرض خطر بودنش در میونه
تو هم اگه ببینی فردای روزگار یکی یوزر مشابهت درست کنه حتما میری ببینیش
مثلایوزرpm me:redface:
حق داره... پای مقبولیت و محبوبیت و در معرض خطر بودنش در میونه
تو هم اگه ببینی فردای روزگار یکی یوزر مشابهت درست کنه حتما میری ببینیش
مثلایوزرpm me:redface:
تا کی نداره.. میدونی یه اتفاق نادر فقط میتونه این کار رو پایان اساسی بده.. وگرنه من همینجا این رو بهت بگم با این روال جز تزلزل ارزشها و حرکت به سوی ایرانی پر از ریا و جفنگ والبته با همون ساختار قبلیش هیچ چیزی در انتظارمون نیست.. بهتره که به یه اصول محکم همیشه پایبند بود تا هیچوقت دچار تشکیک در...
بابا قلبت وا میسته ها زیاد سر اونا خودت رو خسته نکن.. کمی با آرامش بنویس.. نوشته هات نشون میده میخوای بگیری خفشون کنی..
مرسی جالب و زیبا نوشته بودی... خدا خیرت بده اگه خواستی
بابا خیلی جاها الان کمونیستی اداره میشه مثل ایران.. ملا حسنی اخوند شهر ماست اون میگه کمو یعنی خدا نیست هم یعنی نیست دیگه..در کل یعنی خدا نیست..:d
بگذریم بابا.... چی الان درسته که بخوایم به این گیر بدیم..
سپید جان اینجوری نگو توروخدا.. یعنی چی.. از دور که مینگرم در تو صلابت و استواری میبنم. کوه...
بابا خیلی جاها الان کمونیستی اداره میشه مثل ایران.. ملا حسنی اخوند شهر ماست اون میگه کمو یعنی خدا نیست هم یعنی نیست دیگه..در کل یعنی خدا نیست..:d
بگذریم بابا.... چی الان درسته که بخوایم به این گیر بدیم..
سپید جان اینجوری نگو توروخدا.. یعنی چی.. از دور که مینگرم در تو صلابت و استواری میبنم. کوه...
نمیکشه دیگه.. من مثل حافظ شیرازی شدم الان از شیراز نمیتونم شایدم نمیخوام زیاد دور بشم...
کمپوت انرژی که چه عرض کنم.. شما ها ردبول بالدار هستید..
خدا هر سه تون رو با هاپکینز محشور کنه... خدا بهتون یک جت دوگانه سوز بده تو این دنیا.. ولی باور کن تصورش هم سخته این فاصله کم نیست بابا:king: