نتایح جستجو

  1. امالیا

    مشاعرۀ سنّتی

    ندارد یاد چون من بی قراری صفحه دوران که نامم همچو دست رعشه داران در نگین لرزد
  2. امالیا

    مشاعرۀ سنّتی

    نلرزد هیچ کس بر دولت بیدار در عالم به عنوانی که دل بر دیده بی خواب می لرزد
  3. امالیا

    مشاعرۀ سنّتی

    شعله خوی تو دست آورد بیرون ز آستین سیلی بی طاقتی بر چهره سیماب زد
  4. امالیا

    مشاعرۀ سنّتی

    نه چنان رفته ام از خود که دگر باز آیم دامن رفته ز دستم به کشیدن نرسد
  5. امالیا

    مشاعرۀ سنّتی

    ما ز کردار به گفتار قناعت کردیم راه گم کرده به آواز درآ خوش باشد
  6. امالیا

    مشاعرۀ سنّتی

    نیست پروای اجل دلزده هستی را شمع ماتم ز چه دلگیر ز مردن باشد؟
  7. امالیا

    مشاعرۀ سنّتی

    نفس آن زمان بر آرم به فراغت از ته دل که غبار هستی من به هوا رسیده باشد
  8. امالیا

    مشاعرۀ سنّتی

  9. امالیا

    مشاعرۀ سنّتی

    هزار دشمنم ار می کنند قصد هلاک گرم تو دوستی از دشمنان ندارم باک
  10. امالیا

    مشاعرۀ سنّتی

    یارب آن زاهد خود بین که بجز عیب ندید دود آهیش در آیینه ادراک انداز
  11. امالیا

    مشاعرۀ سنّتی

    مگو حرف از ندامت کاین دل کافر نهاد من غبار معصیت را صندل بتخانه می داند
  12. امالیا

    مشاعرۀ سنّتی

    من کشیدم بی تامل باده منصور را ورنه صد بار این می از ساغر به مینا ریختند
  13. امالیا

    مشاعرۀ سنّتی

    ایمن ز دشمنیم که با دشمنیم دوست بنیان زندگی به مدارا گذاشتیم
  14. امالیا

    مشاعرۀ سنّتی

    من از یاد عزیزان یک نفس غافل نیم اما نمی دانم که بعد از این کسی یادم کند یا نه؟
  15. امالیا

    سلام دوست خوبم بازم از لطفت ممنون.

    سلام دوست خوبم بازم از لطفت ممنون.
  16. امالیا

    مشاعرۀ سنّتی

    اینجا کسی به داد دل ما نمی رسد دیوان خود به دامن محشر گذاشتیم
  17. امالیا

    [IMG]

    [IMG]
  18. امالیا

    [IMG]

    [IMG]
  19. امالیا

    [IMG]

    [IMG]
بالا