فداي تو..دل منم براي همه ي شما مخصوصا تو ابجي گل تنگ شده بود..
كوروش هم امروز توي مسنجر بهم پيغام داد..من كاري داشتم بهش گفتم بر ميگردم .. برگشتم نبود.
زبون باز كردن؟!
بزار باز كنن!
اين از پيروزي ما توي روز قدس خبر ميده!!!
من يك غلطي كردم پنجشنبه ماشين بابام رو برداشتم و با ماشين مامانم نرفتم!
هيچي زد و ماشينو خوابوندن!
باباي منم كه معتاد ماشين!
هي ميگه چي شد! :دي
چرا پوست؟ :دي
به خدا خيلي درگير بودم فروغ..
از اين به بعد درگير تر هم ميشم!
خدا كنه كوروش زود برگرده و بيشتر باشه..
با اونم ارتباطم قطع شده.
اين ماشين هم شده قوز بالا قوز!
پنجشنبه خوابودن بخاطر اينكه مدارك همرام نبود..
ديروز با پارتي بازي رفتم پيش جانشين ستاد ترخيص و كلي كارام خرابتر شد!
كارمو...
محمد باور كن همين الان دارم ميرم..
بزار مريم احتمالا الان فسمت ازاد رو ميخواد حرص كنه :دي
بزار كاراشو بكنه ما تاپيكو ميزنيم..
تو فقط به مريم يك پيغام بده كه تاپيك رو قفل كنه تا كسي نتونه راي بده..
البته قبلش راي ها رو هم يادداشت كن..
شرمندتم به علي..
ميدونستم زودتر ميپيچوندم ميومدم.