عسيي مسيح بر راهي مي گذشت،نابينايي كه از درد ناديدن مي سوخت بر دامنش چنگ زد و مهاجم و گدازان از دل فرياد مي كشيد و مي گريست و
ضجه مي زد و رها نمي كرد.عيسي دستش را گرفت و بر پايش داشت و گفت:«نيروي ايمانت تو را شفا داد».
« نيايش اگر به صورت تهاجمي و مصرانه و مستمر انجام گيرد به اجابت مي رسد»...