با همون سلاح میزدیش بعدم میرفتی سوار میشدی خو!! چرا نزدی آخه؟ هوم؟ خو تو واسه عروسی پسر عمت سه روز نیومدی منم واسه عقد آجیم باید نیام دیگه! دیشب رفته بودیم خرید طلا، خیلی طول کشید خسته بودم دیگه نیومدم
نه بابا من هیچکاره بودم :دی
آره بندگان خدا! :دی
چرا گم و گور؟ امید داشته باش دخترم، تموم نشده هنو :دی
به سلامتی، حوصلت سررفته بوده خو! عروسی میخواستی [IMG]
من لباس ندارم! نه واسه شنبه نه واسه جشن [IMG]
من بیشتررررررررر آره، فکر کنم ما عجول تریم! دیشب که گفتم قراره بیان، اونا بالا بودن، من و مامانم و بابام و مامان اون بریدیدم و دوختیم :دی هنو آزمایش نرفتن ما وقت عقدم مشخص کردیم :biggrin: ااااااا عمه؟! مبارک باشه ، لباس چیکار کردی؟ :دی
خودم دلم بیشتر تنگیده ها
خبر فوری اینکه احتمالا شنبه شب عقد میکنن، بعدا جشنشو میگیرن
جزئیاتشو بعد میگم ، اول تو بگو علوسی کی بود؟ چیکارا میکردی این دو سه روزه؟