ینقدر تنها هستم که با خیالاتم زندگی میکنم...
با خیالاتم می خندم و گریه میکنم...
با خیالاتم میخوابم...
با خیالاتم تنهایی هایم را پر میکنم...
در خیال خودم انگار دوربرم شلوغ است از آدمهای خوب و مهربان که به من عشق میورزند...
با خیالاتم مینویسم تا احساسم کهنه نشود و خیال کنم که کسی مرا دوست...