نتایح جستجو

  1. psychic

    .::ترفند ها و حقه های ویندوز و سایر برنامه ها::.

    چگونه لينك ها را در صفحات جديد باز كنيم؟ وقتي شما به لينكي بر مي خوريد (مقصود همان كلمات يا عباراتي است كه عموما آبي رنگ هستند و "كرزر" با رفتن بر روي آنها، به "دست" تبديل مي شود) مي توانيدآن را در همان پنجره باز كنيد و يا اينكه آن را در پنجره جديدي باز كنيد. بهتر است هميشه لينك ها را در پنجره...
  2. psychic

    .::ترفند ها و حقه های ویندوز و سایر برنامه ها::.

    چگونه مي توان چند برنامه را سريع بست؟ سوال : چگونه مي توان 2 يا 3 برنامه باز را سريع بسته اما بقيه را باز نگه داشت؟ جواب : سريعترين راه براي بستن چندين برنامه پايين نگه داشتن دكمه Ctrl و كليك روي برنامه هايي است كه روي نوار وظيفه (Windows Task Manager) قرار دارند. سپس در حاليكه هنوز دكمه Ctrl...
  3. psychic

    .::ترفند ها و حقه های ویندوز و سایر برنامه ها::.

    چگونه IP خود را بدست آوريم؟ شما پس از وصل شدن به اينترنت، وارد Command مي شويد سپس در اونجا IPCONFIG را تايپ كنيد سپس آي پي شما برايتان نمايش داده مي شود. در قسمت IP ADDRESS شماره آي پي خود را خواهيد ديدچگونه IP يك سايت را بدست آوريم؟ شما به Command بريد سپس در PING SITE-NAME را بزنيد و بد...
  4. psychic

    .::ترفند ها و حقه های ویندوز و سایر برنامه ها::.

    چگونه اسپم ها را جستجو و حذف كنيم؟ آيا شما به طور اتفاقي ايميل هاي زيادي دريافت مي كنيد كه نيمي از آنها ناخواسته هستند؟ روش ساده اي در آتلوك اكسپرس و Thunder bird براي اسكن كردن سريع ايميل ها و حذف ايميل هاي بدرد نخور وجود دارد. دكمه shift را پائين نگه داريد و براي zip دار كردن هر پيام از...
  5. psychic

    .::ترفند ها و حقه های ویندوز و سایر برنامه ها::.

    نحوه تغيير دادن آيكون فايل هاي هم نوع آيا بدنبال آيكوني هستيد كه مربوط به فايل هاي ورد شما باشد؟ شايد مي خواهيد تمامي فايل هاي jpEG داراي آيكوني يك شكل باشند. شما مي توانيد به تمام فايل هايي كه از يك نوع هستيد آيكون هاي سنتي بدهيد. ابتدا،اگر شما هيچ آيكون سنتي نداريد از آدرس اينترنتي زير...
  6. psychic

    .::ترفند ها و حقه های ویندوز و سایر برنامه ها::.

    چگونه مشت يك سايت را باز كنيم؟ تا حالا به سايتهايي برخورده ايد كه مثلا نوشته اند: "در اين سايت صدها مقاله راجع به مثلا بانكداري موجود است،‌در جعبه زير كلمه موردنظر خود را تايپ كنيد تا ما مقالاتي كه در آنها (يا در عنوان آنها) اين كلمه آمده ، براي شما فهرست كنيم". وقتي من به چنين سايتهايي بر مي...
  7. psychic

    .::ترفند ها و حقه های ویندوز و سایر برنامه ها::.

    دنبال يك كلمه توي يك سايت مي گردم، چه كنم؟ در اين حالت ما بدنبال جستجوي يك كلمه، در تمامي صفحات يك سايت هستيم. روش كار را در دو جستجوگر google و AltaVista توضيح مي دهم. فرض كنيد مي خواهيم ببينيم كلمه IRAN در سايت http://www.bbbb.com آمده يا نه ، الف) در جستجوگر google در جعبه جستجو تايپ...
  8. psychic

    .::ترفند ها و حقه های ویندوز و سایر برنامه ها::.

    نحوه حذف کردن فایلهای غیر قابل حذف! این اتفاق حتماً تابحال برای شما پیش آمده است... قصد دارید فایل و یا پوشه ای را حذف کنید ولی با خطاي زیر مواجه میشوید : !! Cannot remove folder temp It is being used by another person or program اگر شما مطمئن هستید که بر خلاف ادعای این پنجره فایل و یا...
  9. psychic

    راهنمایی , سوالات و مشکلات مرتبط با باشگاه رو اینجا مطرح کنید

    دو هفته پیش یا شایدم بیشتر از طریق لینک پایین صفحه( تماس با ما ) این درخواست رو عنوان کردم جسارت بنده رو ببخشید. با تشکر
  10. psychic

    راهنمایی , سوالات و مشکلات مرتبط با باشگاه رو اینجا مطرح کنید

    2 هفته گذشت از درخواستمان ما همچنان اندر پی یک مدیریم سعید آقا مدیر IT چی شد؟ خیلی وقته درخواست کردیم. خواهشا خودتون یه سری به تالار IT بزنید ببینید شان و لیاقت IT همین اندازه هست؟ با Admin محترم هم هرچی تماس می گیرم هیچ... تکلیف چیست؟به خدا حیف هست سعید خان. من دیگه واقعا نمی دونم...
  11. psychic

    حكايات وطنزهاي جالب

    تازه وارد ملا وارد شهري شده و در كوچه و بازار گردش ميكرد و به اينطرف و آنطرف مينگريست كه مردي جلو آمده و پرسيد: آقا ممكن است بگويي امروز چند شنبه است؟ ملا نگاهي به قيافه آن مرد انداخت و گفت: والله نميدانم چون من تازه وارد اين شهر شده ام و هنوز هيچ جا را بلد نيستم.
  12. psychic

    حكايات وطنزهاي جالب

    غاز يك پا روزي ملانصرالدين غاز پخته اي براي حاكم تازه وارد هديه ميبرد اما در بين راه گرسنه اش شد و يك ران غاز را خورد به بقيه بدن حيوان را براي حاكم برد. حاكم وقتي غاز را با يك پا ديد پرسيد: خوب پس يك پاي ديگر اين حيوان كجاست؟ ملا گفت: قربان در شهر ما غاز بيشتر از يك پا ندارد، اگر باور نميكني...
  13. psychic

    حكايات وطنزهاي جالب

    ملا و مرد ديوانه روزي ملا نصرالدين از كنار حوض مسجدي كه پر از آب بود ميگذشت. مردي را ديد كه در كنار حوض نشسته و قوطي گوگردي در دست دارد به زير آب فرو برده و مشغول آتش كردن است. ملا نزديكتر رفت و پرسيد: برادر چه كار ميكني؟ مرد ديوانه سري جنباند و گفت: يك قران پولم در حوض افتاده و چون پايين حوض...
  14. psychic

    حكايات وطنزهاي جالب

    ملا و مرد مست يكشب ملا به طرف خانه اش ميرفت كه مرد مستي به وي تصادف كرد. ملا برگشت و گفت: احمق مگر كور استي كه آدم به اين بزرگي را نمي بيني؟ مرد مست در حالي كه از مستي پس و پيش ميشد گفت: اتفاقا به جاي يكي دوتا ميبينم. ملا گفت: خوب پس چرا با من تصادف ميكني؟ مرد مست گفت: چون من ميخواستم از وسط...
  15. psychic

    حكايات وطنزهاي جالب

    بچه ملا يكروز ملانصرالدين وارد اطاق بچه كوچكش شد و ديد كه او در حال گريه كردن است. ملا ناراحت شد جلو رفت و دستي بر سر بچه اش كشيد و گفت: براي چه گريه ميكني؟ بچه ملا همانطور گريه كنان گفت: هيچي پدرجان .... تنها بودم و براي خودم قصه ميگفتم ولي در قصه ام ديو داشت ترسيدم بيايد مرا بخورد.
  16. psychic

    حكايات وطنزهاي جالب

    چاره جويي ملا روزي گاوي براي خوردن آب سرش را داخل خمره بزرگي كه پر از آب بود كرد. اما ديگر نتوانست آنرا از داخل خمره خارج كند. مردم به دور حيوان و خمره جمع شدند. اما هر چه كردند نتوانستند سر گاو را از خمره بيرون آورند. از قضا ملا از آنجا ميگذشت مردم وقتي وي را ديدند دست به دامانش شدند تا راه...
  17. psychic

    حكايات وطنزهاي جالب

    ملا و گاديوان يكروز ملا از سفري بر ميگشت و مقدار زيادي بار با خود آورده بود. وقتي در ايستگاه از موتر پايين شد و بارهايش را روي زمين نهاد و گاديواني را صدا زد و آدرس خانه خود را به او داد و گفت: خوب كاكاجان حالا بگو چند ميگيري كه خودم و بار ها را به آدرسي كه گفتم برساني؟ گاديوان گفت: براي بردن...
  18. psychic

    حكايات وطنزهاي جالب

    زرنگي ملا ميخواست مهري براي پسرش بكند كه نام پسرش بر روي آن نوشته شده باشد. در آن شهر مرد حكاكي زندگي ميكرد كه براي كندن هر حرف در روي مهر يك دينار ميگرفت. ملا به نزد وي رفته و گفت: جناب حكاك من ميل دارم مهري برايم بكني كه نام پسرم بر رويش نوشته شده باشد. مرد حكاك گفت: قيمت كار مرا كه ميداني...
  19. psychic

    حكايات وطنزهاي جالب

    عرق سياه پوست ملا غلام سياهي داشت به نام عماد. روز عيد كه لباس نو پوشيده بود, خواست نامه اي به يكي از دوستانش بنويسد. چند قطره از مركب به لباسش چكيد. چون به خانه رفت زنش شروع به داد و فرياد كرد كه تو ارزش لباس نو پوشيدن را نداري. ملا گفت: اي زن خوب بود اول سبب را ميفهميدي بعد با من نزاع...
  20. psychic

    حكايات وطنزهاي جالب

    سخنرانی ملا ملانصرالدين بالاي منبر سخنراني مي کرد: هرکس چندتا زن داشته باشه به همون تعداد چراغ تو بهشت براش روشن مي شه. ييهو توي جمعيت، زن خودش رو ديد. هول کرد و گفت: البته هرگز نشه فراموش لامپ اضافي خاموش
بالا