آورده اند که:
روزی مریدان دور شیخ ریختند و فریاد "یاشیخ مسئلتن" سر دادندی
شیخ بگفت زهرمار که عین جن بو نداده هی بر من ظاهر میشوید !
مریدان گفتند چه کنم یا شیخ ما راسوالی اندر سراست که تنها شماجواب میدانی .
شیخ بگفتا : چیست پرسشتان ای عزیزانم!
یکی از مریدان گفت دیدم یکی از دوستان ازدواج کردی و...