اورده اند که:
روزی مریدان شیخ رادر ایستگاه مترو دیدند که دست در دست یار داده وسخت به دلدادگی مشغول است
او را تعقیب کردی سایه به سایه تا وقت بای بای سررسید مریدان صبر کردندی تا لیدی کاملا ازو جدا گشتی وشیخ را خفت کردی !
بگفتند :یا شیخ که بود؟ تو را اینچین شاد هیچ وقت نیافتیم تو ما را از زن و...