نتایح جستجو

  1. ملیسا

    اندر حکایات باشگاه مهندسان

    روز روزگاری یک لردی بود که خیلی احوال خاله پیر و فرطوتش رو می پرسید ولی از بد روزگار این لرد عاشق یک دختر خانمی شد که ... چه یک کلاغ چهل کلاغ خوبی کردم .:w11: یکی بیاد بیقیه این رو بنویسه .:w00:
  2. ملیسا

    اندر حکایات باشگاه مهندسان

    پژیی بر سر راهی می‌گذشت. دید پسر مهران گربه خود را در جوی آب می‌شوید. گفت: گربه را نشور، می‌میرد! بعد از ساعتی كه از همان راه بر می‌گشت دید كه بعله...! گربه مرده و مهران هم به عزای او نشسته. گفت: به تو نگفتم گربه را نشور، می‌میرد؟ مهران گفت: برو بابا، از شستن كه نمرد، موقع چلاندن مرد!
  3. ملیسا

    اندر حکایات باشگاه مهندسان

    پژی تیری به مرغی انداخت، خطا کرد. حامد گفت: (( احسنت)) . پژی برآشفت که مرا ریشخند می کنی؟ حامد گفت: (( می گویم احسنت،اما به مرغ)).
  4. ملیسا

    اندر حکایات باشگاه مهندسان

    شیطان را پرسیدند که کدام طایفه را دوست داری؟ گفت: دلالان را. گفتند: چرا؟ گفت: از بهر آنکه من به سخن دروغ از ایشان خرسند بودم، ایشان سوگند دروغ نیز بدان افزودند.
  5. ملیسا

    اندر حکایات باشگاه مهندسان

    سياستمدار: كسي است كه مي تواند به شما بگويد به جهنم برويد منتها به نحوي كه شما براي اين سفر لحظه شماري كنيد. مشاور: كسي است كه ساعت شما را از دستتان باز مي كند و بعد به شما مي گويد ساعت چند است. حسابدار: كسي است كه قيمت هر چيز را مي داند ولي ارزش هيچ چيز را نمي داند. بانكدار: كسي است هنگامي كه...
  6. ملیسا

    اندر حکایات باشگاه مهندسان

    غضنفر جان سلام! ما اينجا حالمام خوب است. اميدوارم تو هم آنجا حالت خوب باشد. اين نامه را من ميگويم و جعفر خان کفاش برايد مينويسد. بهش گفتم که اين گضنفر ما تا کلاس سوم بيشتر نرفته و نميتواند تند تند بخواند،‌ آروم آروم بنويس که پسرم نامه را راحت بخواند و عقب نماند. وقتي تو رفتي ما هم از آن خانه...
  7. ملیسا

    اندر حکایات باشگاه مهندسان

    روزي روزگاري نويسنده جواني از جرج برنارد شاو پرسيد: «شما براي چي مي نويسيد استاد؟» برنارد شاو جواب داد: «براي يک لقمه نان.» پسره بهش برخورد. پس توپيد که: «متاسفم. برخلاف شما ما براي فرهنگ مي نويسيم.» و برنارد شاو گفت: «عيبي ندارد پسرم. هر کدام از ما براي چيزي مي نويسيم که نداريم.»
  8. ملیسا

    اندر حکایات باشگاه مهندسان

    از یك استاد سخنور دعوت بعمل آمد كه در جمع مدیران ارشد یك سازمان ایراد سخن نماید. محور سخنرانی در خصوص مسائل انگیزشی و چگونگی ارتقاء سطح روحیه كاركنان دور میزد استاد شروع به سخن نمود و پس از مدتی كه توجه حضار كاملا به گفته هایش جلب شده بود ، چنین گفتد : " آری دوستان ، من بهترین سالهای زندگی...
  9. ملیسا

    اندر حکایات باشگاه مهندسان

    ادیسون در سنین پیری پس از اختراع لامپ، یكی از ثروتمندان آمریكا به شمار میرفت و درآمد سرشارش را تمام و كمال در آزمایشگاه مجهزش كه ساختمان بزرگی بود هزینه می كرد... این آزمایشگاه، بزرگترین عشق پیرمرد بود. هر روز اختراعی جدید در آن شكل می گرفت تا آماده بهینه سازی و ورود به بازار شود. در همین...
  10. ملیسا

    اندر حکایات باشگاه مهندسان

    یک خانم 45 ساله که یک حملهء قلبی داشت و در بیمارستان بستری بود .. در اتاق جراحی که کم مونده بود مرگ را تجربه کند حضرت عزرائیل رو دید و پرسید: آیا وقت من تمام است؟ حضرت عزرائیل گفت: نه شما 43 سال و 2 ماه و 8 روز دیگه عمر می کنید در وقت مرخصی خانم تصمیم گرفت در بیمارستان بماند و عملهای زیر را...
  11. ملیسا

    درود بر حامد عزیز ... خوبید شما ؟ بله زهره جون زحمت کشیدن برام یک حکایت نوشتن .

    درود بر حامد عزیز ... خوبید شما ؟ بله زهره جون زحمت کشیدن برام یک حکایت نوشتن .
  12. ملیسا

    گفتگو با خدا(::: مناجات نامه :::)

    پس خداوند هر کس را که به او پناه برد ، نجات خواهد داد .
  13. ملیسا

    گفتگو با خدا(::: مناجات نامه :::)

    آرام باش و بدان که من خدا هستم .
  14. ملیسا

    گفتگو با خدا(::: مناجات نامه :::)

    تا تغییر نکنید و مانند یک بچه نشوید به ملکوت خداوند داخل نخواهید شد .
  15. ملیسا

    گفتگو با خدا(::: مناجات نامه :::)

    باید خدا را با تمام قلبت با تمام روحت و با تمام ذهنت دوست بداری این اولین و بزرگ ترین فرمان است دومین فرمان این است : همسایه ات را به اندازه خودت دوست بدار .
  16. ملیسا

    گفتگو با خدا(::: مناجات نامه :::)

    ترس از خدا راهنمای عقل است و تواضع مقدم بر عزت است .
  17. ملیسا

    گفتگو با خدا(::: مناجات نامه :::)

    درباره هیچ چیز نگران نباش اما هر درخواستی داری آن را با دعا و تضرع و شکرگزاری به گوش خدا برسان .
  18. ملیسا

    گفتگو با خدا(::: مناجات نامه :::)

    هیچ کس نمی تواند به دو ارباب خدمت کند زیرا یا ،یکی را دوست می دارد و از دیگری متنفر میشود یا خود را وقف یکی می کند و دیگری را خوار می شمارد . شما نمی توانید به خدا و پول ، هر دو خدمت کنید .
  19. ملیسا

    گفتگو با خدا(::: مناجات نامه :::)

    خدا روح است و کسانی که او را ستایش می کنند ، باید روح و حقیقت را نیز ستایش کنند .
  20. ملیسا

    گفتگو با خدا(::: مناجات نامه :::)

    خدا عشق است . GOD IS LOVE :gol::gol::gol:
بالا