ماهي وجفتش از ابراهيم گلستان
مرد به ماهي ها نگاه مي كرد. ماهي ها پشت شيشه آرام و آويزان بودند. پشت شيشه برايشان از تخته سنگ ها آبگيري ساخته بودند كه بزرگ بود و ديواره اش دور مي شد و دوريش در نيمه تاريكي مي رفت. ديواره ي روبروي مرد از شيشه بود. در نيم تاريكي راهرو غار مانند در هر دوسو از اين...