من از ثنا خبر دارم ولی هاه هاه ها
چیزه نه بابا اینجوری نگم که حرف نمیزنی..میدونم نخته ضعفت رو..
اگه نگی میخوام چیکار کنم.. خودت که میدونی من قدرتم تو دو کلمه اوله اگر اثر نذاشت فرار میکنم
باشه به خاطر جمله آخرت باور کردم.. و متشکرم اگر اینجوری خوبه.. مرسی.. نمیخواد حالا قسم بخوری.. دروغ که نشنیدم ازت فقط نه اینکه خیلی سخت اعتراف میکنی واسه همین شک کردم..
من پس هیچکاری نباید بکنم این هم خوبه..
فروغ تو نه یه چیزی هست این وسط که میخوای روش انگشت بزاری من پشت صحنه زیاد نازنازی نیستم و تحمل میکنم بکوب اون چماق حقیقت رو.. بگو.. امشب باید همه چی حل بشه.. خدا کاری با من نکرده و بلکه به همه هر چیزی رو یکسان داده.
فروغ غ غ غ غ غ غ غغ غ غ غ غ بگو وگرنه....
فروغ؟
بابا من چییکر کنم روش چیه..من نمیدونم
باور کن من بیرون از اینجا و خود اینجا همینم.. من نمیدونم چرا برداشت خاصی از من میکنی.. چی در من هست که این طرز فکر رو در تو ایجاد کرده..
بگو حذفش کنم منم بشم اونی که فکر میکنی عادیه.. بازم میگم من فکر نمیکنم چیزی رو برا خودم اجبار گکرده باشم من تو...
فروغغغغغ من مغزم نمیکشه که.. خیلی تخصصی کردی تو.. میدونی من درکل در یک سیر فکری خاصی گیر کردم.. که نمیدونم میخوام اسمش رو خاص بزارم یا نه ولی این چیزیه که من خوشم نمیاد.. ولی همه چیز به کنار.. از اینکه بتونم مثل هر کسی بموقع ناراحت و بموقع خوشحال بشم بسی رغبت دارم خیلی..
من هم یه مدل ذوب شده...
وای دده قضیه بزرگ شد..
من اونارو شانسی دیدم وچون نمیخواستم از اسمایل به لحاظ سختی اودرنشون استفاده کنم... یکی رو در معنای رفتن و دیگری رو در معنای اسارت برات فرستادم..همین به خدا
من دیشب دروغ گفتم بهت اخه من خیلی چیز بودم خیلی.. داغون داغون.. ولی چون دیدم خوشحالی نخواستم انتقال بدم...
بگذریم...
خاص بودن شاید بهتر باشه/من ادعایی ندارم/
ولی مسئله اینجاست آا واقعیت ما هم منحصر بفرده یا فقط پشت این مانیتور لعنتی خاصیم..
اگه باشیم خوبه وگرنه که اینجا خاص بودن یه عذابه فقط همین..
همین فقط..
وصلت فقط به ازدواج میگید شماها؟
اون موقع نه.. من 1.5 سال خورشیدی به خودم از همین امروز فرصت دادم..
هیچ اتفاق خاصی هم نیفتاده این شد جواب؟
خب دیشب منتظر پیام نشدم همین و گفتم بای همین