ای زندگی بردار دست از امتحانم
چیزی نه میدانم نه میخواهم بدانم
دلسنگ یا دلتنگ ! چون کوهی زمینگیر
از آسمان دلخوش به یک رنگین کمانم
کوتاهی عمر گل از بالا نشینی ست
اکنون که میبینند خوارم،در امانم
دلبسته افلاکم و پابسته خاک
فواره ای بین زمین و آسمانم
آن روز اگر خود بال خود را می شکستم
اکنون نمی گفتم...
خوب و بد هر چه نوشتند به پای خودمان
انتخابی است که کردیم برای خودمان
این و آن هیچ مهم نیست چه فکری بکنند
غم نداریم ، بزرگ است خدای خودمان
بگذاریم که با فلسفه شان خوش باشند
خودمان آینه هستیم برای خودمان
ما دو رودیم که حالا سر دریا داریم
دو مسافر یله در آب و هوای خودمان
احتیاجی به در و دشت...
خسته می شوم
ولی نا امید نه
غمگین می شوم
ولی شادی را فراموش نمی کنم
مرگ را می بینم
ولی زندگی را به خاک نمی سپارم
من انسانم جمع اضدادی که تک به تک شان لازمه وجودمنند
پس گرم و سردش را به دل نمی گیرم
نفس می کشم تا فرصتی هست!
smart student
خسته می شوم
ولی نا امید نه
غمگین می شوم
ولی شادی را فراموش نمی کنم
مرگ را می بینم
ولی زندگی را به خاک نمی سپارم
من انسانم جمع اضدادی که تک به تک شان لازمه وجودمنند
پس گرم و سردش را به دل نمی گیرم
نفس می کشم تا فرصتی هست!
smart student
«من به خشنودی خود می نگرم
وبه این که نفس عشق چه حالی دارد
و به این که تو چرا با همه ی شوق مرا می خوانی؟
و به یک قهر مرا می رانی!
تو مرا می فهمی ،
من تو را می خواهم...
و همین ساده ترین قصه ی یک انسان است ،
تو مرا می خوانی،
من تو را ناب ترین شعر زمان می دانم...
و تو هم می دانی:
تا ابد در دل من می...
وقتی حالم خوب است
آسمان برای من می بارد
موجهای دریا بر من سلام می کنند
هر برگ درختی به احترامم سر تکان می دهد...
ولی ای وای به آن روزها که حالم خوش نبود!
[IMG]
احساساتم جزء لاینفکِ وجودِ منند
بی کم و کاست به خودم باز می گردند!
پس در خرجشان خساست نمی کنم
به لبخندی و نگاهِ آرامی
که حتی آینه هم
-شیشه ای بی جان-
این حس را به من باز می تاباند...
smart student