جایت خالی بود و نبود...
امروزی که ساعتی با آسمان بارانی و خیابان،در ازدحامی گذرا خلوت کرده بودم...
یادت بودم و نبودم...
در خلسه ی باران پاییزی!
تو بودی و نبودی، مثل تمام همیشه...
شاید نباشد ولی من باران را اجابت خدا می دانم.
امروز در میان قطره ها خوب بنگر
شاید جواب دعایت رسیده باشد...
لبخندت کو؟...