گلت کردن این رو گفتن
تو نازی نازی نازی..
باشه برو بخواب به من چه که خوابیدنت رو هم اطلاع میدی مگه من دایه ام.
شبت پر از این گردوله ها.. چراغای روی درخت کریسمس منظورمه
نه بابا.. تخس اگر در معنای سریشم باشه که عین کنه بچسبه و حرفش رو با کمال پر رویی بزنه و در نهایت بی ادبی حرفاش رو رو صورت بر و بکس تف کنه پس راست گفتند
راست گفتن کسایی که تورو تخس نمیدونن
یکیش من که تورواصلا اینجوری نمیدونم
من بودم مثلا چی ..؟ مثلا دستم رو میگرفتی باهم میرفتیم حتما؟
اوتان...
آره؟
آره؟
نه نیستی میخوای تا صبح بنویسم نیستی مشق شبم باشه
باشه برو بخواب
بالا خره میدونم
بالاخره میدونم که حقیقت عین لامپ با زدن کلید برات روشن خواهد شد
به جون سیندی که امروز خیلی دوسش دارم من همیشه درتقلا بودم مثل تو حرف بزنم و راه برم.. خیلی تمرین کردم.. خیلی..
من که اینجا تنهام گهگاهی از رباب اس ام اسهای ندامت گونه میاد که بیا دوباره من رو بگیر ولی کلا تنهام..
نگران نباش.. من فوت کردم دور هر دومون نترس هیشکی مارو نمیبینه حتی هیشکی
باشه اینشم خوبه.. من زیرپوش تنم نیست وگرنه ماهیگیر بالغی هستم../چی شد/
یا ککتل میخری یا پودر شربت آناناس..
سیندی دیگه چی خبر.. چرا از موفقیت هات نمیگی؟
اینهمه مدت چه گلی به سر من زذی؟ منظور چه نقطه درخشانی تو این دنیا ثبت کردی
به دوستی مثل تو افتخار میکنم یک
رفتنت حتی برای این شب هم عذابی شد دو
نبخشی اگر همه عجز و لابه هام رو توشه راهت میکنم سه
نه نیستی
نه بیرحمی
نه سنگدل
تو حتی ازارت جز من و شیدا به مورچه هم نمیرسه/ ر.ج شیدا/
تو خیلی خوبی واسه همین میترسم خوابت واقعیت پیدا کنه هاااااااااااااااااااااااا
نامرد همیشه دوست داشتم..
به عدالت این دولت قسم که من حرفی جز به حقیقت نگفتم.. باور میکنی سهم ما از این دنیا یه تیکه کفنه.. پس بیار اون پولت رو بترکونیم
فرشته ای روی شونه راستت نشسته که این خوبیت رو ثبت خواهد کرد
ملینا این چه حرفیه .. میخوای به همشون بگم برم سر کوچه سهام عدالتشون رو بگیرن که ماها تهنا بمونیم..
نه عجیج من .. این فقط دیشب بود که سرم شولوخ بود..
ملینا من زود چیز میشم ولی زودیم بی چیز میشم..
بابا اون خط اول یادم رفت پاک کنم..
اصلا هر چی زور بزنی نمیتونی دو دقیقه بیشتر سنگدل باشی دست خودت نیست که
من اولین باره که دارم فرار مقدس میکنم..
اه آره اوندفعه که سه روز رفتم پیک نیک و این حرفا!!؟
خب چیزی گفتم که از سنگینیه کلماتش نمیشد حفظش ککرد..
یوحنا مهم چیه؟
مهم اینه که این خوبیها هنوز در...
وا ی ملینا نمیدونی .. الان باید من رو اندازه ستاره ها ببخشی..
پیامت رو صفحه دو افتاده بود
این پیری و سر به زیری من رو آخر میکشه ملینا..
میدونم تو بزرکی تو عزیزی تو خوبی.. این اندک موندنم هم به امید خوبانی چون توئه..
باورت نمیشه زنگ بزن از 110 بپرس اگگر نمیترسی..
چیزه من خوبم الان فکر کنم فکر کنم...
خی لی بیرحمی. خیل.. /ببخشید این نخنما شده است./
میدونی یوحنا .. من باور میکنی من اونموقع باید میرفتم.. فهمیدی اصلا چرا باید میرفتم..
این دردیه که تا ابد تو دلم عین سیبزمینی نیم پز قلمبه میکنه ولی همین رو بدون که موندنم زهری بود بر تنم.
بعد رفتن من با دوزخم در کلنجار بودم و امتحاناتی که داشتم...
هان باشه ولی خیلی مسخره است
یه خانم با شوهره سوسولش/ناصر/ راه میرفتن.
بعدش یه پسره به زنه تیکه میندازه..
خانم هم به شوهرش میگه که": ناصر!! این به من تیککه پروند..حاللش رو بگیر عجیجم
ناصر هم با عشوه میره طرف پسره و میگه: تو بدی بدی بد
خیلی بیرحم شدی
سنگ دلت رو هیچ چیزی نمیتونه تو تاریکی این شب آب کنه..
خیلی جفاکار شدی.. ظلم گسترده به روی صفحه من رو هیچ کار نیکی پاک نمیتونه بکنه.
تورو الان سوار ماشین بیست چرخی میبینم که من قراره با ژِیان بهش برسم و متوقفش کنم ولی زهی خیال عبث
خیلی......
....
...
..
.
باشه برو شبت خوشرنگ باشه..
نمیدونم شایدم ماشینم پنچر شد نرفتم اونیکی مسیر و منتظر یه مسافر شدم که بگیرم در بر
چیزه منم میخوام برم نواندیشان عضو بشم.. اونجا اگر بشه مارمولکبازی در آورد چرا من نباشم..
آره لرد و سجاد رو در جریانم.. فکر کنم کار را آن کرد که رفت
خوشالم که کار و اینا خوش میگذرهخ.
ولی...